برگردان به زبان ساده
چو عقد سنبل تو عقده بر جبین انداخت
چه عقده ها که از او در دل حزین انداخت
هوش مصنوعی: وقتی زلف زیبای تو بر پیشانیات افکنده شد، چه مشکلات و دردهایی را در دل من به وجود آورد.
شد از محبت تو خاک سجده گاه ملک
چو سرو قامت تو سایه بر زمین انداخت
هوش مصنوعی: از محبت تو، زمین به سجدهگاه فرشتگان تبدیل شد و مانند سایهسار یک سرو بلند، بر زمین گسترده است.
رخ تو گاه بگویند ماه و گه خورشید
مرا به مهر رخت شوق آن و این انداخت
هوش مصنوعی: صورت تو گاهی همچون ماه و گاهی چون خورشید توصیف میشود، و بر اثر محبت تو، شوق من بین این دو نور در نوسان است.
ببرد دانش و هوش و خرد ز من زلفت
کنون کرشمه چشمت نظر برین انداخت
هوش مصنوعی: موهای تو و شیطنت چشمانت، تمام دانش و عقل و خرد من را از من گرفته است.
گرفت دل ز هوا و نشاند در جگرم
کمان ابروی تو هر چه از کمین انداخت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی ابروی تو در تنگنا قرار گرفت و تیر عشقت به قلبم نفوذ کرد و همه چیز را تحت تاثیر قرار داد.
مکن ملامت احوال شاهدی ای شیخ
فراق یار و غم رویش اندرین انداخت
هوش مصنوعی: ای شیخ، از حال و روز شاهد شکایت نکن، چرا که دوری از یار و اندوه ناشی از جدایی او در دل ماست.