برگردان به زبان ساده
خوشا شب تا سحر با او نشسته
فروزان شمع و رو در رو نشسته
هوش مصنوعی: چه خوب است که شب تا صبح را با او بگذرانم، در حالی که شمعی روشن در کنارمان است و رو در روی هم نشستهایم.
صلاح و عقل را یک سو نهاده
ز غیر عشق او یک سو نشسته
هوش مصنوعی: مصلحت و خرد را در یک طرف گذاشته و از عشق او دور شده است.
نظر بر قامت چون سرو نازش
به حیرت بر کنار جو نشسته
هوش مصنوعی: به زیبایی سر و قامت او مانند سرو، با حیرت در کنار رود نشستهام.
ز سوز هجر او هر لحظه داغیست
مرا اندر بن هر مو نشسته
هوش مصنوعی: از آتش اشتیاق او هر لحظه دلی پر درد و داغ دارم و این درد درون هر موی من جا گرفته است.
نخوانم سوی جنت دیگر ای شیخ
چو بینی بر سر آن کو نشسته
هوش مصنوعی: ای شیخ، اگر میبینی که بر سر آن کوه نشستهام، دیگر به بهشت نخواهم خواند.
به جان شاهدی چشمت چه ها کرد
به زیر طاق آن ابرو نشسته
هوش مصنوعی: به جان زیبایی چشمانت چه بلایی بر سرم آورده است، در زیر قوس ابرویت که همچون سایهای نشسته است.