برگردان به زبان ساده
به عشق آن میان شد مدتی با من سمر بندم
همی خواهم که من با کاکلش سودا به سر بندم
هوش مصنوعی: مدتی در عشق او سر کردهام و انتظار دارم که سرنوشت خود را با زیباییاش رقم بزنم.
به زنجیر سر زلفش دلم در قید محکم بود
فروزان کاکلش بر سر بهر سو بند بر بندم
هوش مصنوعی: من به زنجیر موهای او وابسته و گرفتار شدم و زیبایی و درخشش آن کاکلش باعث شده که همهچیز مرا به خود جلب کند.
دلم بگرفت در غربت کجایی ساربان آخر
کزین دهر خراب آباد رخت خویش بربندم
هوش مصنوعی: دل من در این دورانی که در تنهایی به سر میبرم، غمگین و افسرده است. ای راهنمای سفر، کجا هستی؟ من از این دنیای خراب و ویران میخواهم سفر کنم و از اینجا دور شوم.
چو از خلق جهانم می رسد محنت به هر جایی
به کنج عزلتی بنشینم و بر خلق در بندم
هوش مصنوعی: وقتی درد و مشکلات از طرف مردم به من میرسد، به دور از جمعیت و در یک گوشه نشسته و به حال دیگران فکر میکنم.
چو از روز ازل با یار ما ر ا عهد محکم بود
بگو ای شاهدی من دل به دلدار دگر بر بندم
هوش مصنوعی: از زمانی که جهان آغاز شده، با یار خود پیمانی مستحکم بستهایم. تو ای کسی که شاهد این ماجرا هستی، من تصمیم دارم دل خود را به کسی دیگر بسپارم.