برگردان به زبان ساده
در خودی کرده ای خدا را گم
این انتم فانّه معکم
هوش مصنوعی: در درون خود، خدا را گم کردهای، البته او همیشه با شماست و در کنار شما حضور دارد.
دست او طوق گردن جانت
سر برآورده از گریبانت
هوش مصنوعی: دست او به مانند زنجیری به دور گردن زندگیات حلقه زده و از صدای نالهات بیرون آمده است.
به تو نزدیکتر ز حبل ورید
تو در افتاده در ضلال بعید
هوش مصنوعی: تو به من نزدیکتری از رگ گردن، اما من در گمراهی و گسست عمیق افتادهام.
چند گردی به گرد هر سر کوی
درد خود را دوا هم از خود جوی
هوش مصنوعی: به اطراف هر کوچهای میگردی، اما برای درمان دردهایت باید به درون خودت نگاه کنی و راه حل را در خودت بیابی.
بر تو نزدیک گردد این ره دور
گر نشینی به پیشگاه حضور
هوش مصنوعی: اگر در برابر حقیقت و حضور واقعیت قرار کنی، این مسیر که در ابتدا دور به نظر میرسد، به تو نزدیک خواهد شد.
شیب و بالا و پیش و پس منگر
درکش اندر زه گریبان سر
هوش مصنوعی: به جلو و عقب، بالا و پایین نگاه نکن؛ بلکه به عمق این موضوع در دامن خود توجه کن.
خیره هر در ز جست و جوی مزن
در این خانه نیست جز روزن
هوش مصنوعی: هر در را که میزنی، به دنبال چیزی بگردی، اما در این خانه تنها یک روزنه وجود دارد و بیشتر از آن چیزی نیست.
زدن دست و پا پریشانی است
سر بنه آخر این چه پیشانی است
هوش مصنوعی: دست و پا زدن در شرایط سخت و بینظمی، فقط به آشفتگی میانجامد. پس بهتر است که آرامش خود را حفظ کرده و به جای کارهای بیهوده، به راه حلهای واقعی فکر کنیم.
نردبان پایۀ سراچۀ غیب
هست از دامن تو تا ز جیب
هوش مصنوعی: نردبانی که به عالم غیب و نا محسوس میرسد، از دامن تو شروع میشود و تا جایی درون جیب تو ادامه دارد.
سخن راه بر خود آسان کن
چاک دامن زه گریبان کن
هوش مصنوعی: سخن را برای خود راحت بگو و در بین حرفهایت، دیگران را درگیر نکن.
تا نداری از این حدیث شگفت
بشنو آخر که بایزید چه گفت
هوش مصنوعی: تا وقتی که از این داستان عجیب خبری نداری، بهتر است بشنوی که بایزید چه سخنی گفته است.
قصّۀ «ان سلخت من جلدی
انا هو و هو انا وحدی»
هوش مصنوعی: اگر من از پوستم رها شوم، او همان من است و من او هستم، تنها یک وجود هستیم.
سخن آن که مرد آگاه است
«لیس فی جبّتی سوی اللّه» است
هوش مصنوعی: مرد دانا و آگاه میداند که در درون خود هیچ وجودی جز خداوند ندارد.