برگردان به زبان ساده
شراب و شمع و شاهد عین معنی است
که در هر صورتی او را تجلی است
هوش مصنوعی: شراب، شمع و شاهد، به معنای یک حقیقت واحد هستند که در هر حالتی، جلوهای از خود را نشان میدهند.
شراب و شمع سکر و نور عرفان
ببین شاهد که از کس نیست پنهان
هوش مصنوعی: شراب و شمع و نور فهم و عرفان را ببین، زیرا این معشوق به هیچکس پنهان نیست.
شراب اینجا زجاجه شمع مصباح
بود شاهد فروغ نور ارواح
هوش مصنوعی: شراب در اینجا به مانند شیشهای است که چراغ روشنایی روحها را نمایان میکند.
ز شاهد بر دل موسی شرر شد
شرابش آتش و شمعش شجر شد
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت معشوق، دل موسی به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد؛ شرابش با احساساتی سوزاننده همراه است و شمعش به درختی تبدیل میشود که نور و زندگی را به همراه دارد.
شراب و شمع جام و نور اسری است
ولی شاهد همان آیات کبری است
هوش مصنوعی: شراب و شمع نماد شادی و روشنایی هستند، اما محبوب واقعی و حقیقی همان نشانههای بزرگ و شگفتانگیز است.
شراب بیخودی در کش زمانی
مگر از دست خود یابی امانی
هوش مصنوعی: گاهی اوقات در زندگی، آدمی باید لحظاتی را بدون هیچ گونه دغدغه یا فکر و خیال بگذراند تا بتواند از تشویش و نگرانیهای روزمره فرار کند. این لحظات بیخیالی و رهایی از افکار منفی میتواند به انسان آرامش بدهد.
بخور می تا ز خویشت وارهاند
وجود قطره با دریا رساند
هوش مصنوعی: نوشیدنی را بنوش تا از خودت رهایی یابی، زیرا قطرهای که از دریا جدا شده نمیتواند به وحدت با دریا برسد.
شرابی خور که جامش روی یار است
پیاله چشم مست بادهخوار است
هوش مصنوعی: نوشیدن شرابی را تجربه کن که در آن عشق و زیبایی وجود دارد، چرا که چشمان پر از مستی تو به نوشیدن این باده اهمیت میدهند.
شرابی را طلب بیساغر و جام
شراب باده خوار و ساقی آشام
هوش مصنوعی: شرابی را بخواه که نه نیاز به ظرف و جام دارد، بلکه خود بادهنوش و ساقی است که فقط باید نوشید.
شرابی خور ز جام وجه باقی
«سقاهم ربهم» او راست ساقی
هوش مصنوعی: از جامی که پر از زیبایی و عشق است بنوش، زیرا پروردگارتان خود به شما مینوشاند و اوست که به شما لطف میکند.
طهور آن می بود کز لوث هستی
تو را پاکی دهد در وقت مستی
هوش مصنوعی: میگوید که حقیقت آن چیزی است که تو را از آلودگیهای وجودی پاک کند، حتی زمانی که در حال خوشی و بیخیالی هستی.
بخور می وارهان خود را ز سردی
که بد مستی به است از نیک مردی
هوش مصنوعی: نوشیدنی بنوش و خود را از سردی و افسردگی رهایی بخش، چون اینکه زندگی شاد و خوشحال، از نیکو بودن و درستکاری بهتر است.
کسی کو افتد از درگاه حق دور
حجاب ظلمت او را بهتر از نور
هوش مصنوعی: کسی که از درگاه خداوند دور میشود، تحت تأثیر تاریکی و ظلمت قرار میگیرد و این ظلمت برای او بهتر از نور و روشنایی است.
که آدم را ز ظلمت صد مدد شد
ز نور، ابلیس، ملعونِ ابد شد
هوش مصنوعی: آدم به واسطه نور، از تاریکیها رهایی یافت و کمکهای زیادی دریافت کرد، اما ابلیس برای همیشه ملعون و مورد نفرین قرار گرفت.
اگر آیینهٔ دل را زدوده است
چو خود را بیند اندر وی چه سود است
هوش مصنوعی: اگر دل کسی از غبار ناراحتی و کینه پاک شده باشد و به حقیقت خود نگاه کند، چه فایدهای دارد؟
ز رویش پرتوی چون بر می افتاد
بسی شکل حبابی بر وی افتاد
هوش مصنوعی: زمانی که نور چهرهاش بر زمین میافتاد، سایههایی شبیه به حبابها بر او نقش میبست.
جهانِ جان در او شکلِ حباب است
حبابش اولیائی را قباب است
هوش مصنوعی: جهان روح و وجود او مانند حبابی است و بقیه موجودات مانند لباس یا قبابی بر آن حباب هستند.
شده زو عقل کل حیران و مدهوش
فتاده نفس کل را حلقه در گوش
هوش مصنوعی: عقل جهانی در حیرت و شگفتی است و نفس انسان به گونهای گرفتار شده که مانند حلقهای در گوشش است.
همه عالم چو یک خمخانهٔ اوست
دل هر ذرهای پیمانهٔ اوست
هوش مصنوعی: تمام جهان به مانند یک میخانه است و دل هر ذرهای از آن، همچون پیالهای برای نوشیدن از اوست.
خرد مست و ملایک مست و جان مست
هوا مست و زمین مست آسمان مست
هوش مصنوعی: همه چیز در این جهان، از خرد و روح تا زمین و آسمان، تحت تأثیر شادی و سرور هستند. همه موجودات در حال سرمستی و نشئگیاند و این حالت خوشی در هر جا و در هر چیز حس میشود.
فلک سرگشته از وی در تکاپوی
هوا در دل به امید یکی بوی
هوش مصنوعی: آسمان با تمام تغییراتش در جستجوی وزش باد است و در دلش به امید یک عطر تازه به سر میبرد.
ملایک خورده صاف از کوزهٔ پاک
به جرعه ریخته دردی بر این خاک
هوش مصنوعی: فرشتگان، خالص و شفاف از آب زلال، درد و رنجی را بر این زمین قطرهقطره میریزند.
عناصر گشته زان یک جرعه سر خوش
فتاده گه در آب و گه در آتش
هوش مصنوعی: عوامل و اجزای دنیا از یک جرعه عشق سرمست شدهاند و گاه در آرامش و سادگی مثل آب به زندگی ادامه میدهند و گاه در شدت و التهاب مثل آتش فرو میروند.
ز بوی جرعهای که افتاد بر خاک
برآمد آدمی تا شد بر افلاک
هوش مصنوعی: از بوی یک جرعهای که به زمین افتاد، انسان از خاک برخاست و به آسمانها رسید.
ز عکس او تن پژمرده جان یافت
ز تابش جان افسرده روان یافت
هوش مصنوعی: عکس او باعث شد که وجود بیجانم دوباره زندگی بگیرد و از انرژی او، روحی تازه پیدا کند.
جهانی خلق از او سرگشته دائم
ز خان و مان خود برگشته دائم
هوش مصنوعی: جهانی همواره تحت تأثیر اوست و دائماً از خانه و مکان خود دور شده و سرگشته به نظر میآید.
یکی از بوی دردش ناقل آمد
یکی از نیم جرعه عاقل آمد
هوش مصنوعی: یکی از بوی دردش، نشانهای از رنج و سختی او به من رسید و یکی دیگر هم از نیم جرعهای که نوشیدم، نشانهای از عقل و بینش پیدا شد.
یکی از جرعهای گردیده صادق
یکی از یک صراحی گشته عاشق
هوش مصنوعی: یکی در اثر نوشیدن یک جرعه از محبوب به انسان صادق و راستین تبدیل شده، و دیگری با نوشیدن از یک ظرف بزرگتر به عشق عمیقتری دست یافته است.
یکی دیگر فرو برده به یک بار
می و میخانه و ساقی و میخوار
هوش مصنوعی: شخصی دیگر در یک لحظه با نوشیدن شراب و حضور در میخانه، غرق در لذت و خوشی میشود.
کشیده جمله و مانده دهن باز
زهی دریا دل رند سرافراز
هوش مصنوعی: همه به تماشای زیبایی و هنر او ایستادهاند و دهانشان از شگفتی باز مانده است. چه خوشبخت است دل رند و آزاد او که اینقدر سرافراز است.
در آشامیده هستی را به یک بار
فراغت یافته ز اقرار و انکار
هوش مصنوعی: در این دنیا، لحظهای را تجربه میکنی که در آن از هر گونه تشکیک یا اعترافی آزاد هستی.
شده فارغ ز زهد خشک و طامات
گرفته دامن پیر خرابات
هوش مصنوعی: از زهد خشک و ریاضتهای خستهکننده بینیاز شدم و دامن پیر خمارخانه را گرفتهام.