برگردان به زبان ساده
ز من بشنو حدیث بی کم و بیش
ز نزدیکی تو دور افتادی از خویش
هوش مصنوعی: به من گوش بسپار و شنونده باش؛ اینکه به خاطر فاصلهای که از من گرفتهای، از خودت دور شدهای.
چو هستی را ظهوری در عدم شد
از آنجا قرب و بعد و بیش و کم شد
هوش مصنوعی: وقتی هستی در عدم ظهور کرد، از آن moment مفهومهای نزدیک و دور، و کم و زیاد به وجود آمد.
قریب آن هست کو را رش نور است
بعید آن نیستی کز هست دور است
هوش مصنوعی: شاید نزدیکتر باشد کسی که در وجودش نور و روشنی وجود دارد، و دور بودن از وجود، چیز عجیبی نیست.
اگر نوری ز خود در تو رساند
تو را از هستی خود وا رهاند
هوش مصنوعی: اگر نوری از خودت به دیگران برسانی، آن نور تو را از قید و بندهای وجودت آزاد خواهد کرد.
چه حاصل مر تو را زین بود نابود
کز او گاهیت خوف و گه رجا بود
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد برای تو این وضعیت نابودکننده، که از آن گاهی ترس و گاهی امید داری؟
نترسد زو کسی کو را شناسد
که طفل از سایهٔ خود میهراسد
هوش مصنوعی: کسی که خود را بشناسد و به تواناییهایش آگاه باشد، نباید از چیزی بترسد. این در حالیست که برخی افراد حتی از چیزهای بیاهمیت نیز میترسند، مثل کودکانی که از سایه خود میترسند.
نماند خوف اگر گردی روانه
نخواهد اسب تازی تازیانه
هوش مصنوعی: اگر بر ترس فائق بیایی و اراده کنی، دیگر از آن نترسی که در این مسیر، مانند اسب تازی که با چابکی میتازد، تو هم به جلو خواهی رفت.
تو را از آتش دوزخ چه باک است
گر از هستی تن وجان تو پاک است
هوش مصنوعی: اگر روح و وجود تو از گناهان پاک باشد، نباید از آتش جهنم ترسی داشته باشی.
از آتش زر خالص برفروزد
چو غشی نبود اندر وی چه سوزد
هوش مصنوعی: اگر آتش از طلا خالص شعلهور شود و هیچ نوع غباری در آن نباشد، نمیتوان متوجه شد که چه مقدار حرارت و سوزش در آن نهفته است.
تو را غیر تو چیزی نیست در پیش
ولیکن از وجود خود بیندیش
هوش مصنوعی: تو فقط خودت را ببین و به هیچ چیز دیگر فکر نکن، اما مقداری درباره وجود خودت تأمل کن.
اگر در خویشتن گردی گرفتار
حجاب تو شود عالم به یک بار
هوش مصنوعی: اگر در خود و درونات غرق شوی، این حجاب باعث میشود که دنیای اطرافت را در یک لحظه تحت تأثیر قرار بدهی.
تویی در دور هستی جزو سافل
تویی با نقطهٔ وحدت مقابل
هوش مصنوعی: تو در این دور و زمانه تنها یک موجود پایینی هستی و در عین حال به نقطهای از اتحاد و هماهنگی با همه چیز متصل هستی.
تعینهای عالم بر تو طاری است
از آن گویی چوشیطان همچو من کیست
هوش مصنوعی: تعینهای دنیای بیرونی شبیه به زایدهای هستند که بر تو قرار گرفتهاند، انگار که به تو میگویند: آیا کسی مثل من، که در ماهیت شیطانیام غرق شدهام، وجود دارد؟
از آن گویی مرا خود اختیار است
تن من مرکب و جانم سوار است
هوش مصنوعی: من خود را صاحب اختیار میدانم؛ بدنم مانند مرکبی است و جانم سوار بر آن.
زمام تن به دست جان نهادند
همه تکلیف بر من زان نهادند
هوش مصنوعی: همه افراد زندگی و بدن خود را به دست روح و جان سپردند و از این رو، همه مسئولیتها و وظایف بر دوش من قرار گرفت.
ندانی کین ره آتشپرستی است
همه این آفت و شومی ز هستی است
هوش مصنوعی: نمیدانی که این مسیر به عذاب و ابتذال میانجامد و تمام این مشکلات و سیاهیها ناشی از وجود انسان است.
کدامین اختیار ای مرد عاقل
کسی را کو بود بالذات باطل
هوش مصنوعی: کدام اختیار را داری ای مرد عاقل، در حالی که کسی را نمیتوان پیدا کرد که بهطور ذاتی باطل باشد؟
چو بود توست یک سر همچو نابود
نگویی که اختیارت از کجا بود
هوش مصنوعی: وقتی تو هستی و تمام وجودت مانند چیزی که نابود شده است، دیگر نمیتوانی بگویی که اختیار تو از کجا آمده است.
کسی کو را وجود از خود نباشد
به ذات خویش نیک و بد نباشد
هوش مصنوعی: کسی که وجودش وابسته به خود او نیست، در ذات خود خیر و شر ندارد.
که را دیدی تو اندر جمله عالم
که یک دم شادمانی یافت بی غم
هوش مصنوعی: آیا تا به حال کسی را دیدهای که در این دنیا یک لحظه بدون غم شاد باشد؟
که را شد حاصل آخر جمله امید
که ماند اندر کمالی تا به جاوید
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چه کسی در نهایت به کامیابی و تحقق آرزوهایش میرسد و آیا کسی هست که تا همیشه در کمال و خوبی باقی بماند؟
مراتب باقی و اهل مراتب
به زیر امر حق والله غالب
هوش مصنوعی: درجههای وجود و کسانی که در این درجات قرار دارند، زیر فرمان خداوند هستند و او بر همگان تسلط دارد.
مؤثر حق شناس اندر همه جای
ز حد خویشتن بیرون منه پای
هوش مصنوعی: انسانی که خداوند را میشناسد و اثرات او را در همه جا درک میکند، هرگز نباید از حدود خود فراتر برود و پا را از قلمرو خود بیرون بگذارد.
ز حال خویشتن پرس این قدر چیست
وز آنجا باز دان کاهل قدر کیست
هوش مصنوعی: از وضعیت خود بپرس که چه مقدار ارزش داری و از آنجا بفهم که چه کسی بیکار و سست است.
هر آن کس را که مذهب غیر جبر است
نبی فرمود کو مانند گبر است
هوش مصنوعی: هر کسی که به غیر از جبر اعتقاد داشته باشد، نبی فرمود که او مانند کافر است.
چنان کان گبر یزدان و اهرمن گفت
مر آن نادان احمق او و من گفت
هوش مصنوعی: در اینجا، فردی نادان را به گبر (کافر) تشبیه میکند که نمیتواند درک درستی از خداوند و نیروهای خیر و شر داشته باشد. او و کسی دیگر را در یک گفتوگو تصور میکند که در این بحث، نادانی او به وضوح مشخص است.
به ما افعال را نسبت مجازی است
نسب خود در حقیقت لهو و بازی است
هوش مصنوعی: ما حرکات و رفتارهای خود را به شکل ظاهری میبینیم، اما در واقعیت، آنها صرفاً سرگرمی و تفریح هستند.
نبودی تو که فعلت آفریدند
تو را از بهر کاری برگزیدند
هوش مصنوعی: وقتی تو نبودهای، عملها و کارهای تو را به وجود آوردند و برای هدف خاصی از تو استفاده کردند.
به قدرت بیسبب دانای بر حق
به علم خویش حکمی کرده مطلق
هوش مصنوعی: خداوند با دانشی که ندارد، حکمی قاطع بر اساس علم خود صادر کرده است.
مقدر گشته پیش از جان و از تن
برای هر یکی کاری معین
هوش مصنوعی: هر چیزی در این دنیا، از روح و جسم، پیشاپیش مقدر شده است و برای هر کس هر کار مشخصی در نظر گرفته شده است.
یکی هفتصد هزاران ساله طاعت
به جای آورد و کردش طوق لعنت
هوش مصنوعی: کسی که هفتصد هزار سال عبادت کرده، در نهایت به طوق لعنت گرفتار شد.
دگر از معصیت نور و صفا دید
چو توبه کرد نور «اصطفی» دید
هوش مصنوعی: پس از اینکه از گناه دست برداشت و توبه کرد، زیبایی و نور الهی را مشاهده کرد.
عجبتر آنکه این از ترک مامور
شد از الطاف حق مرحوم و مغفور
هوش مصنوعی: عجیبتر این که این موضوع به خاطر ترک خدمت انجام شد و از رحمتهای خداوند متعال ناشی شده است.
مر آن دیگر ز منهی گشته ملعون
زهی فعل تو بی چند و چه و چون
هوش مصنوعی: این فرد دیگر به دلیل نافرمانی و ناپاکی خودش به بدنامی افتاده است. چه کار تو که میزانی ندارد و نیازی به توجیه یا دلیل ندارد!
جناب کبریایی لاابالی است
منزه از قیاسات خیالی است
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و والا، از هر برداشت و تصور نادرستی دور است و در استقلال خود بیپرواست.
چه بود اندر ازل ای مرد نااهل
که این یک شد محمد و آن ابوجهل
هوش مصنوعی: در ابتدای زمان، چه شد که یک نفر مانند محمد به مقام والایی رسید و در مقابل او ابوجهل قرار گرفت که نادان و ناکارآمد بود؟
کسی کو با خدا چون و چرا گفت
چو مشرک حضرتش را ناسزا گفت
هوش مصنوعی: هر کس که با خدا به بحث و مجادله بپردازد، مانند این است که به مقام او توهین کرده است.
ورا زیبد که پرسد از چه و چون
نباشد اعتراض از بنده موزون
هوش مصنوعی: او سزاوار است که بپرسد از چه چیزی و چگونه، وقتی که از بندهی موزون هیچ اعتراضی وجود ندارد.
خداوندی همه در کبریایی است
نه علت لایق فعل خدایی است
هوش مصنوعی: خداوندی را میتوان دید که در عظمتی بینظیر قرار دارد و هیچ چیز دیگری را نمیتوان به عنوان دلیل یا علت اعمال او در نظر گرفت.
سزاوار خدایی لطف و قهر است
ولیکن بندگی در جبر و فقر است
هوش مصنوعی: لیاقت خداوندی به مهربانی و خشم تعلق دارد، اما انسان در شرایطی از نیاز و محدودیت، تنها بندگی میکند.
کرامت آدمی را اضطرار است
نه زان کو را نصیبی ز اختیار است
هوش مصنوعی: کرامت و ارزش انسان به نیاز و اضطراب او بستگی دارد، نه به کسی که از قدرت انتخاب برخوردار است.
نبوده هیچ چیزش هرگز از خود
پس آنگه پرسدش از نیک و از بد
هوش مصنوعی: هیچ چیز از خودش ندارد و پس از آن از نیک و بد سؤال میکند.
ندارد اختیار و گشته مامور
زهی مسکین که شد مختار مجبور
هوش مصنوعی: بیاختیار شده و به انجام وظیفه مشغول است، چه غمانگیز است که شخصی که باید مختار باشد، به اجبار عمل میکند.
نه ظلم است این که عین علم و عدل است
نه جور است این که محض لطف و فضل است
هوش مصنوعی: این رفتار نه ظلم است بلکه بر پایه علم و انصاف قرار دارد و نه ناعدالتی است، بلکه به عنوان لطف و رحمت محسوب میشود.
به شرعت زان سبب تکلیف کردند
که از ذات خودت تعریف کردند
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو را از وجود خودت شناختند و تو را در چارچوب قوانین مستقر کردند، وظایفی را برایت تعیین کردند.
چو از تکلیف حق عاجز شوی تو
به یک بار از میان بیرون روی تو
هوش مصنوعی: زمانی که از انجام وظیفهی حق ناتوان شدید، به سرعت و یکجا باید از آن موقعیت خارج شوید.
به کلیت رهایی یابی از خویش
غنی گردی به حق ای مرد درویش
هوش مصنوعی: اگر از خود رها شوی و به سمت کمال بروی، به حقیقت و غنای واقعی میرسی، ای مرد ساده و زاهد.
برو جان پدر تن در قضا ده
به تقدیرات یزدانی رضا ده
هوش مصنوعی: برو و جان پدر را در برابر سرنوشت بگذار و به تقدیرات الهی راضی باش.