برگردان به زبان ساده
به اصل خویش یک ره نیک بنگر
که مادر را پدر شد باز و مادر
هوش مصنوعی: به ریشه و اصل خود با نگاهی درست نگاه کن؛ زیرا مادر به پدر تبدیل شده و دوباره به حالت مادرانه بازگشته است.
جهان را سر به سر در خویش میبین
هر آنچ آمد به آخر پیش میبین
هوش مصنوعی: نویسنده در این بیت بیان میکند که در تمام دنیا، هر چیزی که وجود دارد، در درون خود اوست و هر چیزی که به پایان میرسد، در ابتدا در ذهن او نمایان میشود. به عبارتی، او همه چیز را در خود و در دیدگاه خود تجربه میکند.
در آخر گشت پیدا نفسِ آدم
طفیلِ ذاتِ او شد هر دو عالم
هوش مصنوعی: در پایان، وجود انسان به مثابه پیوستگی و وابستگی به ذات الهیاش نمایان شد و هر دو جهان از این ارتباط زاده شدند.
نه آخر علّتِ غایی در آخِر
همی گردد به ذاتِ خویش ظاهر
هوش مصنوعی: در پایان، هدف نهایی به خودی خود روشن و مشخص میشود.
ظلومی و جهولی ضدِّ نورند
ولیکن مظهرِ عینِ ظهورند
هوش مصنوعی: ستمکاری و نادانی در برابر نور قرار دارند، اما در عین حال، نشاندهندهی تجلی واقعی آن هستند.
چو پشت آینه باشد مکدّر
نماید روی شخص از روی دیگر
هوش مصنوعی: اگر پشت آینه کثیف باشد، تصویر روی شخص را تار و مبهم نشان میدهد.
شعاعِ آفتاب از چارم افلاک
نگردد منعکس جز بر سرِ خاک
هوش مصنوعی: نور آفتاب فقط از چهارمین آسمان بازتاب نمیشود، بلکه تنها بر روی زمین قابل مشاهده است.
تو بودی عکسِ معبودِ ملایک
از آن گشتی تو مسجودِ ملایک
هوش مصنوعی: تو همچون تصویر و نماد خدایی برای ملائکی و به همین خاطر، مورد پرستش آنها قرار گرفتی.
بود از هر تنی پیش تو جانی
وز او دربسته با تو ریسمانی
هوش مصنوعی: از هر نفری که در پیش تو قرار دارد، روحی وجود دارد و با آن روح، ارتباطی محکم برقرار شده است.
از آن گشتند اَمرت را مسخَّر
که جانِ هر یکی در توست مُضْمَر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخی افراد تحت تأثیر فرمان و اراده تو هستند، زیرا در وجود هر یک از آنان روح و جان نهفته است که به تو وابسته است.
تو مغزِ عالمی زان در میانی
بدان خود را که تو جانِ جهانی
هوش مصنوعی: تو در دل جهان جای داری، پس به خود آگاه باش که تو روح این جهان هستی.
تو را ربع شمالی گشت مسکن
که دل در جانبِ چپ باشد از تن
هوش مصنوعی: در چهارمین قسمت شمالی زندگی تو قرار دارد که به خاطر این است که دل در سمت چپ بدن جای دارد.
جهانِ عقل و جان سرمایهٔ توست
زمین و آسمان پیرایهٔ توست
هوش مصنوعی: عقل و روح تو بزرگترین داراییهای تو هستند و تمام زیباییهای جهان، اعم از زمین و آسمان، متعلق به توست.
ببین آن نیستی کو عینِ هستی است
بلندی را نگر کو ذاتِ پستی است
هوش مصنوعی: ببین آنچه به نظر نمیرسد، حقیقتاً خود ذات وجود است؛ و به بلندیها نگاه کن که آنها مرتبهای از نقص و کمبود هستند.
طبیعی قوّتِ تو ده هزار است
ارادی برتر از حدِّ و شمار است
هوش مصنوعی: قدرت طبیعی تو به اندازه ده هزار است، اما ارادهات فراتر از حد و شمار میباشد.
وز آن هر یک شده موقوفِ آلات
ز اعضا و جوارح وز رباطات
هوش مصنوعی: هر یک از اعضا و جوارح ما به چیزی وابسته و نیازمند است و همه آنها متوقف بر یکدیگرند.
پزشکان اندرین گشتند حیران
فرو ماندند در تشریحِ انسان
هوش مصنوعی: پزشکان در مورد انسان به شدت متعجب و گیج شدهاند و در تحلیل و توضیح او ناامید ماندهاند.
نبرده هیچکس ره سوی این کار
به عجز خویش هر یک کرده اقرار
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته به این کار نزدیک شود و هر کسی به ناچاری و ناتوانی خود اعتراف کرده است.
ز حقّ با هر یکی حظّی و قسمی است
معاد و مبدأِ هر یک به اسمی است
هوش مصنوعی: از حق، هر کس سهم و نصیب خاصی دارد و هر یک از موجودات به نام ویژهای به مبدأ و معاد خود مرتبط است.
از آن اسمند موجودات قائم
بدان اسمند در تسبیح دائم
هوش مصنوعی: همه موجودات به خاطر وجود خود در حال ستایش و تسبیح خداوند هستند و این ستایش بیپایان ادامه دارد.
به مبدأ هر یکی زان مصدری شد
به وقت بازگشتن چون دری شد
هوش مصنوعی: هر یک از آن منابع و آغازها، در زمان بازگشت به مبدأ خود، مانند دری که باز میشود، نشان میدهد.
از آن در کامد اوّل، هم بهدر شد
اگرچه در معاش از در به در شد
هوش مصنوعی: اگرچه او در معاشرتها از جایی به جایی دیگر میرود و در واقع دچار تغییراتی میشود، اما در ابتدا به هدف خود رسیده و موفق شده است.
از آن دانستهای تو جمله اسما
که هستی صورتِ عکسِ مسما
هوش مصنوعی: تو از تمام اسمها آگاه هستی، زیرا وجود تو تنها جلوهای از معنای واقعی آن اسمهاست.
ظهورِ قدرت و علم و ارادت
به توست ای بندهٔ صاحب سعادت
هوش مصنوعی: بروز قدرت و دانش و محبت به تو اختصاص دارد، ای فردی که به خوشبختی دست یافتهای.
سمیعیّ و بصیر و حیّ و گویا
بقا داری نه از خود، لیک از آنجا
هوش مصنوعی: شما وجودی زنده، دانا و گویا دارید که ادامهاش از خودتان نیست، بلکه از منبع دیگری ناشی میشود.
زهی اول که عینِ آخِر آمد
زهی باطن که عینِ ظاهر آمد
هوش مصنوعی: آفرین بر آغاز که در حقیقت به پایان میرسد و آفرین بر باطن که همانند ظاهر نمایان است.
تو از خود روز و شب اندر گمانی
همان بهتر که خود را میندانی
هوش مصنوعی: تو همیشه به فکر روز و شب هستی، بهتر است که خود را نادان فرض کنی.
چو انجامِ تفکّر شد تحیّر
در اینجا ختم شد بحثِ تفکّر
هوش مصنوعی: زمانی که تفکر به پایان میرسد، حیرت و سردرگمی نیز در اینجا به پایان میرسد.