برگردان به زبان ساده
عروس چمن راست زیور شکوفه
سر شاخ را هست افسر شکوفه
هوش مصنوعی: عروس چمن، زیبایی خود را از شکوفههایی که بر روی شاخهها قرار دارند، به دست آورده و این شکوفهها مانند تاجی بر سر او هستند.
کنون بر {سر} شاخ فرقی ندارد
شکوفه ز زیور ز زیور شکوفه
هوش مصنوعی: هماکنون بر روی شاخه درخت، تفاوتی ندارد که شکوفههای آن زیبا هستند یا اینکه زیباییها به شکل شکوفهها درآیند.
بفصل خزان بود صفراش غالب
کنون باغ را هست در خور شکوفه
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، رنگ زرد بر باغ حاکم شده و اکنون شکوفهها آمادهاند تا به بار بنشینند.
بصد پرده بلبل نواساز گردد
چو بگشاد بر شاخ صد در شکوفه
هوش مصنوعی: بلبل وقتی که صدا و نغمهاش را در میان درختان به گوش میرساند، به زیبایی و شگفتی شکوفهها بهوجود میآید و درختان را پر از زندگی میکند.
در آن دم که شاخ آستین برفشاند
همی آر دامان و می بر شکوفه
هوش مصنوعی: در آن لحظه که شاخهها برف را بر افشانند، دامن را بگستر و شراب را با شکوفهها آرنگین کن.
یکی عاشق نازنین است بلبل
یکی شاهدی نازپرور شکوفه
هوش مصنوعی: یک بلبل عاشق و دلباخته است که زیبایی را میپرستد و به دنبال گل و شکوفهای ناز و لطیف میگردد.
چو آگه شد از بی نوایی بلبل
ز دوری خویش آن سمن بر شکوفه
هوش مصنوعی: وقتی بلبل متوجه فقر و بینوازی خود شد، به خاطر دوری از خود، آن گل سمن را در حال شکفتن دید.
درختان بی برگ را کرد آنک
بسیم و زر خود توانگر شکوفه
هوش مصنوعی: درختان بیبرگ را با دانههای خوشبختی و ثروتشان، به شکوفههای زیبا تبدیل کردند.
برغم زمستان ممسک بهَر سو
گل سیمتن می کند زر شکوفه
هوش مصنوعی: با وجود سرمای زمستان، بهار به آرامی برمیخیزد و گلهایی با رنگهای زیبا به جلوهگری میپردازند.
بیک هفته چون گل جهانگیر گردد
که سلطان بهارست و لشکر شکوفه
هوش مصنوعی: در یک هفته، مانند گل، دنیا سرشار از زیبایی و شگفتی میشود، زیرا بهار فرمانروایی میکند و شکوفهها به مانند نیروهایش در آن رژه میروند.
درختست طوبی صفت زآنکه بستان
بهشتست از آن حور پیکر شکوفه
هوش مصنوعی: درختی به نام طوبی وجود دارد که ویژگیهایش بسیار خاص و زیباست، و باغ بهشت به خاطر آن درخت و شکوفههایش، جاذبهای ویژه و دلفریب دارد.
ز نامحرم و مست چون باغ پر شد
ز اَستار غیب آن مستَّر شکوفه
هوش مصنوعی: چون از نگاه نا آشنایان پر شود باغ از پردههای پنهان، درختان آن باغ شکوفه میدهند.
برون آمد و مادر خویشتن {را}
در آورد در زیر چادر شکوفه
هوش مصنوعی: او از خانه بیرون آمد و مادری که دارد را زیر چادر گلها نشان داد.
شراب از کجا خورد؟! مطرب که بودش؟!
که شاخست سرمست و ساغر شکوفه
هوش مصنوعی: این شعر به اشاره به لذت و شادی ناشی از نوشیدن شراب و نقش طبیعت در این سرمستی دارد. فردی سرمست و خوشحال به شکوفههای درختان نگاه میکند و در مورد منبع این شادی و همچنین نوازندهای که او را سرگرم کرده است، سوال میکند. این احساس میتواند نمادی از زیبایی زندگی و لحظات خوش آن باشد.
چو نقاش قدرت روان کرد خامه
قلم راند بر نقش آزر شکوفه
هوش مصنوعی: هنگامی که هنرمند با توانایی خود، قلم را بر بوم میچرخاند، تصویری زیبا از شکوفهها را خلق میکند.
ز نفخ لواحق شود همچو عیسی
بروح نباتی مصور شکوفه
هوش مصنوعی: از دم الهی، موجودات به حیات میآیند و مانند عیسی، با روح گیاهی به شکل شکوفه درمیآیند.
ازین پس کند شاخ همچون عصا را
چو دست کلیم پیمبر شکوفه
هوش مصنوعی: از این به بعد، شاخ درختان مانند عصا خواهد شد و مانند دست حضرت کلیم (موسی) شکوفه خواهد داد.
زمین مدتی بود چون خارپشتی
کشیده درون چون کشف سر شکوفه
هوش مصنوعی: زمین مدتی به حالت خمیده و پوشیده مانند خارپشتی بود، و اکنون شکوفهها از آن به سبزی و زیبایی روییدهاند.
کنون زینت بال طاوس یابد
چو بگشاد در گلستان پر شکوفه
هوش مصنوعی: حالا که در باغ پر از شکوفه باز شده است، طاووس زینت بال خود را پیدا میکند.
ازین پیش با خار و خس بود ملحق
که در شاخ تر بود مضمر شکوفه
هوش مصنوعی: پیش از این، خار و خسی در کنار هم بودند و در میان آنها، شکوفهای در شاخههای تر پنهان بود.
کنون سبزه را خفته در زیر سایه
در آغوش گل بین و در بر شکوفه
هوش مصنوعی: حالا سبزهای را میبینی که در زیر سایه و در آغوش گل خوابیده و در کنار شکوفهها قرار دارد.
جهان آنچنان شد که هرجا که باشد
کند مست پیوسته قی بر شکوفه
هوش مصنوعی: جهان به گونهای شده که در هر مکان، انسانها دائماً در حالت سرمستی و شوق به زندگی هستند و از زیباییهای طبیعی لذت میبرند.
چو آوازهٔ روی آن سروِ گلرخ
بگیرد همی هفت کشور شکوفه
هوش مصنوعی: وقتی که صدای زیبایی چهره آن جوان خوشصورت به گوش میرسد، همه کشورها به طرز شگفتانگیزی شکوفا میشوند.
ببستان درآی و ببین بامدادان
بیاد گل روی دلبر شکوفه
هوش مصنوعی: به باغ بیا و در روشنی صبحگاه، زیبایی گلهایی را که به یاد چهره محبوب در حال شکفتن هستند، تماشا کن.
سهی سرو باغ جمال آن نگاری
که از حسن باغیست یکسر شکوفه
هوش مصنوعی: دختر زیبای باغ، با قامت افراشتهاش مانند سرو سهی، تمام زیباییها و گلهای باغ را به نمایش گذاشته است.
زهی روی تو خوشتر از هر شکوفه
نباشد چو تو خوب منظر شکوفه
هوش مصنوعی: چهرهی تو زیباتر از هر شکوفهای است و هرگز هیچ کس به زیبایی تو نمیرسد.
ورقهای گل را یکایک بدیدم
ز حسن تو جزویست در هر شکوفه
هوش مصنوعی: هر کدام از گلهای زیبا را که نگاه کردم، در هر شکوفهاش نشانههایی از زیبایی تو را مشاهده کردم.
بآب رخت گر برآید نبیند
از آتش زیان چون سمندر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر آب صورت تو ببارد، آتش هیچ آسیبی نمیبیند، مانند سمندری که در آتش نمیسوزد.
بباغ جمالت که فردوس جان شد
صنوبر دهد میوه عرعر شکوفه
هوش مصنوعی: در باغ زیبایی تو، جان به آرامش رسیده و درختان صنوبر میوههای خوشمزهای میدهند، همانند گلهای شکوفهدار.
تو آن آهوی مشک مویی که گردد
چو نافه ببویت معطر شکوفه
هوش مصنوعی: تو همان آهوی زیبایی هستی که بوی خوش نافه را به وزیدن در میآورد و گلها را معطر میسازد.
اگر باد بویت بآتش رساند
کند عود در عین مجمر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر بوی تو به آتش برسد، مانند عود در درون مجمر، شکوفا و خوشبو میشود.
بیاد تو در قعر دوزخ بروید
از آتش بنفشه از اخگر شکوفه
هوش مصنوعی: در دل تاریکی و سختی، یاد تو به وجود میآید و از آتش دوزخ، زیبایی و عطر گلهای بنفشه و شکوفهها به وجود میآید.
اگر پرتویی از رخت بر گل آید
مه و آفتاب آورد بر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر نوری از زیبایی تو بر گیاه بتابد، ماه و آفتاب هم بر روی گلهای آن میتابند.
ور از روی خوبت عرق بر وی افتد
برون آید از شاخ شکر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر از چهرهی زیبایت عرق بریزد، بر روی زمین گلهای شکری به وجود میآید.
وگر بوی زلفت ببستان درآید
چو موی تو گردد معنبر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر عطر زلفت به باغ بیفتد، مانند موی تو خواهد شد و شگفتی به بار خواهد آورد.
مدد گر ز رویت نیابد برآید
چو برگ خزانی مزعفر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر از روی تو یاری نرساند، همچون برگهای زرد پاییزی، زیبایی و شگفتیاش بیثمر خواهد بود.
صفا گر از آن رخ نگیرد بماند
چو آب بهاری مکدر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر زیبایی آن چهره از ما دور شود، مانند آبی که در بهار گلآلود است، هیچ نیکی و صفایی باقی نخواهد ماند.
اگر تو بنزدیک این عاشق آیی
از آن روی تا پا نهی بر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر تو به نزدیکی این عاشق بیایی، از آن رو که پا بر روی گلهای شکوفه بگذاری.
ز خاک سر کوی ما گل بروید
بدان سان که از شاخهٔ تر شکوفه
هوش مصنوعی: از خاک مسیر ما گلی خواهد رویید به طرز و شکلی که مانند شکوفهای از شاخهٔ تازه نمایان میشود.
تو چون بگذری از برت گل بریزد
صبا بر زمین گو مگستر شکوفه
هوش مصنوعی: وقتی تو از کنار میگذری، نسیم گلها را بر زمین میریزد. بگو که شکوفهها را نپراکن.
گر از خاک کوی تو صابون نسازد
نشوید رخ خود منور شکوفه
هوش مصنوعی: اگر از خاک محل تو صابون درست نکنند، دیگر هیچ چیزی نمیتواند چهره من را مانند شکوفه روشن کند.
بکافور برفی شود زنگی آسا
سیه روی چون داغ گازر شکوفه
هوش مصنوعی: با بخار برفی، سیاهی زنگزده مانند داغی که بر روی گازر میافتد، شکوفا میشود.
بباغ ار درآیی ز بهر نثارت
ایا مر رخت را ثناگر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر به باغ بیایی تا مقداری از زیباییات را نثار کنی، آیا زیبایی تو را مانند شکوفهها توصیف نخواهم کرد؟
کند میوه را همچو باران نیسان
صدف وار در سینه گوهر شکوفه
هوش مصنوعی: میوهها به آرامی و با لطافت مانند باران نیسان از درون صدفی که مهر و جمال در آن نهفته است، شکوفا میشوند و گوهر وجودشان نمایان میگردد.
رخ از پرده بنمود وز شرم رویت
ایا گل ترا بنده چاکر شکوفه
هوش مصنوعی: چهرهات را از پشت پرده نشان دادی و از شرم حضور تو، ای گل، من بنده و خدمتگزار شکوفهام.
بیکبار چون مه فرو رفت اگرچه
که یک یک برآمد چو اختر شکوفه
هوش مصنوعی: زمانی که ماه در یک لحظه ناپدید میشود، حتی اگر ستارهها به تدریج و یکی یکی ظاهر شوند، زیبایی آن همچنان باقی است.
نظر کرد و در گلستان پرتوی دید
از آن روی همچون مه و خور شکوفه
هوش مصنوعی: او به گلستان نگاهی انداخت و پرتو نوری را دید که از روی او میتابید، مانند گلهای شکوفا و روشنایی ماه و خورشید.
بوصف گل روی تو داستانی
شنود و نمی داشت باور شکوفه
هوش مصنوعی: داستانی درباره زیبایی چهرهات شنیدم که هیچگاه نتوانستم آن را به واقعیت بپندارم.
ببادی چنان از هوا اندر آمد
که با خاک ره شد برابر شکوفه
هوش مصنوعی: نسیم به قدری ملایم و نرم وزید که گلبرگها به راحتی روی زمین قرار گرفتند و در کنار خاک مسیر قرار گرفتند.
خوهد از پی آنکه روی تو بیند
همه چشم خود را چو عبهر شکوفه
هوش مصنوعی: برای دیدن روی تو، همه چشمها مانند گلهای شکوفه، خود را فدای تو خواهند کرد.
مه و خور بحسنند همشیرهٔ تو
از آن سان که گل را برادر شکوفه
هوش مصنوعی: ماه و خورشید به زیبایی تو شبیهاند، همانطور که گل و شکوفه به یکدیگر مرتبطاند.
درین فصل گل با چو تو لاله رویی
چو زنبورم افتاده اندر شکوفه
هوش مصنوعی: در این فصل، گل به زیبایی توست و همچون لالهای زیباست. من مانند زنبوری هستم که در میان شکوفهها افتادهام.
ز وصف گل روی تو گشت شعرم
چو باغ از بهاران سراسر شکوفه
هوش مصنوعی: شعر من به زیبایی چهره تو مانند باغی است که در بهار پر از شکوفههای رنگارنگ شده است.
زمستان عشقت درین موسم گل
ز من کس نکردست خوشتر شکوفه
هوش مصنوعی: در این فصل گل، هیچکس از عشق تو به من خوشتر نیست.
بدل گفت حسنت که در باغ مهرم
اگر میوه داری بیاور شکوفه
هوش مصنوعی: زیبایی تو را میگویم که اگر میوهای در باغ محبت ما داری، آن را بیاور و شکوفهای تازه را نشان بده.
ببست این چنین نخل و گفتا ازین پس
ببازار دوران برآور شکوفه
هوش مصنوعی: این نخل به این شکل بسته شد و گفت: از این به بعد، در بازار زمان، شکوفهها را به نمایش بگذار.
درخت عبارت که شاخش بلندست
یکی میوه دارد معبر شکوفه
هوش مصنوعی: درختی که شاخههای بلندی دارد، یک میوه را بر روی خود دارد که نماد شکوفه است.
بر چون تو سروی که از خاک پایت
همی روید از گل نکوتر شکوفه
هوش مصنوعی: تو همچون سروی هستی که از خاک پای تو نیز گلهای زیباتر میروید و شکوفه میکند.
درخت گل آور بود نخلبندی
که از موم سازد مزور شکوفه
هوش مصنوعی: درختی که گل میدهد، مانند نخل است که از موم، شکوفههای زیبایی میسازد.
چو اجزای شعر مرا برفشانی
بریزد ز اوراق دفتر شکوفه
هوش مصنوعی: وقتی که اجزای شعر من را بپاشی، مانند شکوفههایی که از ورقهای دفتر میریزد.
ز لب انگبین می دهی عاشقان را
ازین شعر چون نحل می خور شکوفه
هوش مصنوعی: از لبت شیرین و خوشمزهای میچشند و عاشقان از این شعر nectar مانند زنبور عسل، شکوفهها را میمکند.
گر از قامتت برنخوردیم شاید
نیاید ز سرو و صنوبر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی تو دل نبردیم، شاید به این دلیل است که شاید گل و شکوفهای از درختان بلند مانند سرو و صنوبر نمیآید.
نگارا اگر شاخ وصل تو پنهان
ز من می کند جای دیگر شکوفه
هوش مصنوعی: ای محبوب، اگر شاخای وصل تو از من پنهان باشد، در جای دیگری شکوفه خواهد زد.
بدین شعر بوسی طمع دارم از تو
طلب می کنم میوه را در شکوفه
هوش مصنوعی: با این شعر به تو میگویم که امیدوارم به عشق تو دست یابم و از تو میخواهم که خواستهام را، که برداشت میوه از شکوفه است، برآورده کنی.
مرا کام خوش کن بآب دهانت
که خوش نبود ای دوست بی بر شکوفه
هوش مصنوعی: ای دوست، لطفاً با بوسهای از لبهایت مرا شاد کن، چرا که زندگی بدون خوشی و محبت تو برایم خوشایند نیست.
کبوتر بوقتی که دلجوی گردد
کند در دهان کبوتر شکوفه
هوش مصنوعی: کبوتر وقتی احساس محبت کند، در دهان خود گل و شکوفه میگذارد.
نظر کن زمانی بباغ ضمیرم
که بی حد برآورد و بی مر شکوفه
هوش مصنوعی: به یاد بیاور زمانی را که در باغ دل من، شکوفهها به بهترین و بیحد و حصر شکفته بودند.
درخت افگن دعوی شاعران شد
زبان من آن تیغ جوهر شکوفه
هوش مصنوعی: درختی که افراشته شده، به نوعی به شاعران پیوسته و زبان من مانند تیزی است که به زیبایی شکوفهها اشاره دارد.
ز بستان خاطر برند این جماعت
برای علف نزد هر خر شکوفه
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این گروه، از باغ ذهن خود برداشت میکنند و برای به دست آوردن نان و علف، هر کدام به سمت خود میروند. مقصود این است که هر کسی به دنبال نیازهای خود است و برخی افراد فقط به چیزهای سطحی و بیارزش توجه میکنند.
نه خوش بوی گردد بسعی کس ار چه
کند در دهان غضنفر شکوفه
هوش مصنوعی: هر کسی به تنهایی و با تلاش خود نمیتواند یک چیز خوشبو و زیبا بسازد، حتی اگر در جایی با شکوفههایی زیبا در دهان یک شیر قرار بگیرد.
تو می نشنوی ورنه در گوش عارف
چو طوطیست دایم سخنور شکوفه
هوش مصنوعی: تو اگر گوش نکنی، این صدا را نمیشنوی، ولی برای عارفان چون طوطیای است که همیشه در حال سخنگویی و بیان زیباییهای عشق و معرفت است.
بسی بی زبان از دل پاک هردم
همی گوید الله اکبر شکوفه
هوش مصنوعی: دل پاک هر لحظه بدون زبان، با تمام وجودش فریاد میزند "الله اکبر" و این صدا مثل شکوفهای تازه است.
ز دیوان فطرت خط نور دارد
نوشته بر آن روی انور شکوفه
هوش مصنوعی: از کتاب طبیعت، نشانهها و خطوطی از نور بر چهرهی زیبا و شکوفای زندگی نقش بسته است.
که عالم همه محضر حسن یارست
یکی از گواهان محضر شکوفه
هوش مصنوعی: تمام جهان میدان زیبایی و حضور محبوب است، و یکی از گواهان این زیبایی، شکوفهها هستند.
برافراز اغصان شهابیست ثاقب
مشعشع بروی منور شکوفه
هوش مصنوعی: شاخههای درخت مانند شهاب درخشان و با شکوهی هستند که بر روی گلهای نورانی و شکوفهها سایه انداختهاند.
دل پاک را چون صفات مقدس
مذکر ز ذات مطهر شکوفه
هوش مصنوعی: دل پاک مانند ویژگیهای مقدس و نیکو از ذات پاک و مطهر به شکوفه مینشیند.
کتابیست عالم ز افعال و اسما
وزآن جمله جزویست ابتر شکوفه
هوش مصنوعی: این یک کتاب است که دربارهٔ افعال و اسمها صحبت میکند و از آن جمله، بخشی بهنام شکوفه وجود دارد که ناقص و ناتمام است.
اگر درس معنی بخوانی بدانی
که فعلی دگر راست مصدر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر در یادگیری معنا توجه کنی، متوجه میشوی که یک فعالیت جدید در حال شکوفا شدن است.
وگر علم باطن بدانی ببینی
که ظاهر جمالست و مظهر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر به عمق و حقیقت علم آگاهی پیدا کنی، متوجه خواهی شد که آنچه در ظاهر زیبا و جذاب به نظر میرسد، تنها تجلی و نمود یک حقیقت عمیقتر و پربارتر است.
چو تو عندلیب گلستان عشقی
ترا گل میسر مسخر شکوفه
هوش مصنوعی: شما مانند بلبل در باغ عشق هستید و عشق شما به گلها، زیبایی خاصی به آنها میبخشد.
مربع نشین در چمن چون برآمد
ز شاخ مطول مدور شکوفه
هوش مصنوعی: زمانی که درختی به خوبی رشد کرده و شکل زیبایی به خود گرفته، شکوفههای آن در چمن جلوهای خاص پیدا میکنند.
مثلث خور از جام عشق و مثنی
سخن میسرا بر گل و بر شکوفه
هوش مصنوعی: اشتباه نکنید! سهگانهی خورشید از جام عشق مینوشد و به نوعی طربی یعنی خنیاگری را بر روی گلها و شکوفهها میسراید.
بذین شعر دیوان من هست باغی
بهر فصل در وی میسر شکوفه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی باغی اشاره میکند که در هر فصل از سال، شکوفههای متفاوت و زیبایی دارد. این باغ نماد احساسات و افکار اوست که در طول زمان و با تغییرات فصول، تنوع و زیبایی خاصی را به نمایش میگذارد.
هرآنکس که محرور عشقست او را
شراب گلست این مکرر شکوفه
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق دچار شده باشد، برای او شراب همان شکوفههای زیباست که به طور مکرر ظاهر میشوند.
درخت ضمیرت که بارش زرآمد
کند شاخ او در و گوهر شکوفه
هوش مصنوعی: درخت دل و فکر تو، وقتی که از آگاهی و فهم غنی شود، مزد و پاداش خوبی به همراه خواهد داشت و ثمره آن، زیبایی و ارزشمند بودن خواهد بود.
ز شعر تو عارف ملالت نبیند
بهشتی کند ز آب کوثر شکوفه
هوش مصنوعی: شعر تو به اندازهای زیبا و دلنشین است که عارف هرگز احساس خستگی نخواهد کرد و بهشتی را مانند آب کوثر به شکوفه میآورد.