برگردان به زبان ساده
منم یارا بدین سان اوفتاده
دلم را سوز در جان اوفتاده
هوش مصنوعی: من هم دوست دارم و به این طریق دلم دچار درد و رنج شده است.
غم چندین پریشان حال امروز
دراین طبع پریشان اوفتاده
هوش مصنوعی: امروز به خاطر غمهای فراوان و مشکلات روحی، احساس ناراحتی و ناپایداری دارم.
چو بسته زیر پای پیل ملکی
بدست این عوانان اوفتاده
هوش مصنوعی: وقتی که یک فیل بزرگ تحت کنترل و سرپرستی گروهی از افراد قرار میگیرد، به راحتی از پا در میآید.
نهاده دین بیکسو و ز هرسو
چو کافر در مسلمان اوفتاده
هوش مصنوعی: دین به یک سو رفته و از هر طرف مانند یک کافر به مسلمان چنگ انداخته است.
ببین در نان خلق این کژدمان را
چو اندر گوشت کرمان اوفتاده
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن به انسانهایی که مانند کژدم هستند و در نان زندگی دیگران رخنه میکنند، مانند این که در گوشت کرمان گنجانده شدهاند.
عوانان اندرو گویی سگانند
بسال قحط در نان اوفتاده
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در زمانهای دشوار و کمبود، افرادی که مسئولیت دارند، همچون سگان در حال ناله و گله هستند و در تلاشند تا نان و مایحتاج مردم را تأمین کنند. در واقع، آنها در شرایط سخت و قحطی به شدت مشغول هستند و همواره به فکر کمک به دیگران میباشند.
همه در آرزوی مال و جاهند
بچاه اندر چو کوران اوفتاده
هوش مصنوعی: همه افراد به دنبال ثروت و مقام هستند، اما مانند افرادی که در چاه افتادهاند و نمیتوانند ببینند، راه را گم کردهاند.
شکم پر کرده از خمر و دراین خاک
همه در گل چو مستان اوفتاده
هوش مصنوعی: افرادی که به سرخوشی و بادهنوشی مشغولند، در این سرزمین در حالتی شبیه به مستها افتاده و غرق در گُلی هستند که از زیادخوری به دست آمده است.
تو ای بیچاره آنگه نان خوری سیر
گر از جوعی بدین سان اوفتاده
هوش مصنوعی: ای بیچاره، وقتی که سیر میخوری، این گونه در برابر گرسنگی افتادهای.
که بینی از دهان ملک بیرون
سگان را همچو دندان اوفتاده
هوش مصنوعی: در اینجا اشارهای به اینکه چگونه از دهان ملائکه سخنانی به گوش میرسد که نشاندهنده وضعیت موجود است. سگان به مثابه موجوداتی هستند که در مواجهه با این سخنان، در حال تکرار و بازتاب این مفاهیماند، گویی دندانهایشان که از اوفتاده، نشاندهنده عدم قدرت یا ناتوانی آنهاست. به نوعی، این تصویر نمادی از ضعف و ناکامی را به نمایش میگذارد.
بجای عنبر و مشکش کنون هست
گزنده در گریبان اوفتاده
هوش مصنوعی: او حالا بوی خوشی که داشت را از دست داده و به جای عطر خوش، درد و مشکل بر جانش افتاده است.
توانگر کز پی درویش دایم
زرش بودی ز دامان اوفتاده
هوش مصنوعی: ثروتمندی که همیشه به دنبال درویش است و از او دور نمیشود، مانند زردشتی است که از دامان او افتاده است.
ازین جامه کنان کون برهنه
که بادا سگ درایشان اوفتاده
هوش مصنوعی: از این لباس رها شو و برهنه باش، زیرا بادبزن به آنجا افتاده است.
بسی مردم ز سرما بر زمین اند
چو برف اندر زمستان اوفتاده
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر سرما بر زمین افتادهاند، مانند برف که در زمستان روی زمین میریزد.
دریغا مکنت چندین توانگر
بدست این گدایان اوفتاده
هوش مصنوعی: افسوس که ثروت و قدرت بسیاری در دستان این گدایان افتاده است.
از انگشت سلیمان رفته خاتم
ولی در دست دیوان اوفتاده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه انگشت سلیمان نشان قدرت و بزرگی است، اما این نشان در دستان دیوان و موجودات ناپسند قرار گرفته است.
زنان را گوی در میدان و چوگان
ز دست مرد میدان اوفتاده
هوش مصنوعی: زنان در میدان و بازی چوگان، گویی که در دستان مردان قرار داشتهاند و اکنون از دست آنها رها شدهاند.
چو مرغان آمده در دام صیاد
چو دانه پیش مرغان اوفتاده
هوش مصنوعی: مانند پرندگانی که در دام شکارچی گرفتار شدهاند، دانهای در مقابل آنها افتاده است.
بعهد این سگان از بی شبانیست
رمه در دست سرحان اوفتاده
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که یک گروه از افراد یا موجودات در وضعیتی دشوار و بینظمی قرار دارند و در دست یک شخص قوی یا با نفوذ افتادهاند. این افراد به دلیل عدم دقت یا بیتوجهی به شرایط، دچار مشکلاتی شدهاند که تحت کنترل آن شخص هستند.
رعیت گوسپنداند این سگان گرگ
همه در گوسپندان اوفتاده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در دستهای از افراد ضعیف و مطیع، افرادی قدرتمند و خطرناک به راحتی نفوذ میکنند و از آنها سوءاستفاده میکنند. در واقع، به تصویر کشیدن وضعیتی است که در آن کسانی که ضعیفتر هستند تحت تاثیر و فشار کسانی قرار میگیرند که تهدیدکننده و برتر از آنها هستند.
پلنگی چند میخواهیم یارب
دراین دیوانه گرگان اوفتاده
هوش مصنوعی: در اینجا به درخواست و آرزوی شخص اشاره شده که میخواهد چند پلنگ برای مقابله با گرگهای دیوانهای که در محیط او حضور دارند، داشته باشد. به نوعی بیانگر نیاز به قدرت و دفاع در برابر خطرات و چالشهاست.
ز دست و پای این گردن زنانست
سراسر ملک ویران اوفتاده
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تمام این سرزمین خراب و ویران، به دلیل ناتوانی و شکست از دست و پای کسانی است که در قدرت و سلطه هستند. فساد و ضعف در مدیریت و حکمرانی باعث به وجود آمدن این خرابیها شده است.
ایا مظلوم سرگشته که هستی
چنین محروم و حیران اوفتاده
هوش مصنوعی: آیا تو کسی هستی که در رنج و ناراحتی به سر میبری و به شدت از آنچه که باید داشته باشی، بیبهره و گیج شدهای؟
ز جور ظالمان در شهر خویشی
بخواری چون غریبان اوفتاده
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم ظالمین در شهر خودت، همچون بیگانگان و کسانی که غریب هستند، در حال خواری و ذلت به سر میبری.
اگر صبرت بود روزی دوبینی
عوانان کشته میران اوفتاده
هوش مصنوعی: اگر صبر کنی، روزی میبینی که کسانی که بر تو ظلم کردهاند، به زانو درآمده و مغلوب شدهاند.
امیرانی که بر تو ظلم کردند
بخواری چون اسیران اوفتاده
هوش مصنوعی: امیرانی که بر تو ستم کردند، به ذلت و خواری مانند زندانیان افتادهاند.
هر آن کو اندرین خانه مقیم است
چو دیوارش همی دان اوفتاده
هوش مصنوعی: هر کسی که در این خانه ساکن است، مانند دیواری است که میدانیم در حال ریزش و افول است.
جهانجویی اگر ناگه بخیزد
بسی بینی بزرگان اوفتاده
هوش مصنوعی: اگر شخصی به جستجوی دنیا بپردازد و ناگهان برخیزد، خواهی دید که بسیاری از افراد بزرگ و معروف در حال افتادن و زمین خوردن هستند.
ببینی ناگهان مردان دین را
براین دنیاپرستان اوفتاده
هوش مصنوعی: ناگهان میبینی که مردان دین، به خاطر دنیاپرستان، به زانو درآمدهاند.
چه می دانند کار دولت این قوم
که در دین اند نادان اوفتاده
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که افرادی که در دین جاهل و نادان هستند، نمیتوانند درک کنند که مسائل و وظایف حکومتی چگونه است. در واقع، آنها از پیچیدگیهای امور دولت و سیاست بیخبرند و نمیتوانند اهمیت و چالشهای آن را درک کنند.
بفرمان خداوند از سر تخت
خداوندان فرمان اوفتاده
هوش مصنوعی: به دستور خداوند، حکمرانی و قدرت از دست پادشاهان افتاده است.
کلاه عزت اندر پای خواری
ز سرهای عزیزان اوفتاده
هوش مصنوعی: در عوض پوشاندن سر از عزت، کلاه عزت بر پای ذلت افتاده است، که به معنای این است که در زمانهای که باید عزت و بزرگمنشی را حفظ کرد، به خاطر حقارت و ذلت، این عزت به پای زمین افتاده و در بیارزشی قرار گرفته است.
بآه چون تو مظلوم افسر ملک
ز فرق تاجداران اوفتاده
هوش مصنوعی: با آه و افسوس باید گفت که مثل تو، که مظلوم هستی، تاج و تخت پادشاهان بر سر تو افتاده است.
گرش گردون سریر ملک باشد
برو صد ماه تابان اوفتاده
هوش مصنوعی: اگر بگوییم که در سلطنت و فرمانروایی، مقام بسیار بلندی وجود دارد، باز هم این مقام یک ماه روشن را که در آسمان درخشش دارد، نمیتواند از دست بدهد.
ز بالای عمل در پستی عزل
چنین کس را همی دان اوفتاده
هوش مصنوعی: با نگاهی به عملکرد یک فرد و نتایج آن، میتوان فهمید که چرا چنین کسی از مقام و موقعیت خود پایین آمده است.
تو نیز ای سیف فرغانی چرایی
حزین در بیت احزان اوفتاده
هوش مصنوعی: ای سیف فرغانی، چرا در حالتی غمگین و حزین به یاد او هستی و در آغوش اندوه افکندهای؟
برین نطع ای پیاده زاسب دولت
بسی دیدی سواران اوفتاده
هوش مصنوعی: ای پیاده! بر این زمین، تو بسیاری از سواران را دیدهای که به دلیل قدرت سلطنت، بر زمین افتادهاند.
هم آخر دیگری بر جای اینان
نشسته دان و اینان اوفتاده
هوش مصنوعی: میتوان گفت که در دنیای امروز، افرادی هستند که در اوج قدرت و مقام قرار دارند، اما باید آگاه باشند که ممکن است روزی دیگران جایگزین آنها شوند و آنها به پایین بیفتند.
دراین باغ این سپیداران بی بر
ببادی چون درختان اوفتاده
هوش مصنوعی: در این باغ، سپیدارهای بیبر مانند درختانی هستند که در باد سقوط کردهاند.
خدا درمان فرستد مردمی را
کزین دردند نالان اوفتاده
هوش مصنوعی: خدا رحمتی بفرستد به مردمی که به خاطر این دردها در حال ناله و شکایت هستند و به زحمت افتادهاند.