برگردان به زبان ساده
آفتاب حسن را برج شرف شد روی دوست
سایه دولت خوهی بیرون مباش از کوی دوست
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلانگیز دوست مانند آفتاب در اوج خود است و سایهی خوشبختی و سعادت تنها در کنار او به دست میآید. پس از مسیر دوست دور نشو و همیشه در کنار او بمان.
کی تواند روی او بی عشق دشمن روی دید
دوست روی عشق باید تا ببیند روی دوست
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند چهره محبوب را بدون عشق ببیند. برای دیدن روی دوست، باید عاشق بود و تنها با عشق میتوان به زیباییهای او دست یافت.
گرچه جان بخش است بوی دوست مر عشاق را
من دلی دارم که هردم جان دهد بر بوی دوست
هوش مصنوعی: بوی دوست برای عاشقان زندگیبخش است، اما من دلی دارم که هر لحظه به خاطر بوی دوست جان میدهد.
بر بساط وصل میخواهم که رانم شاه وار
همعنان اسب نظر را با رخ نیکوی دوست
هوش مصنوعی: من میخواهم در مجالس وصال، به مانند یک پادشاه، همگام با زیبایی چهره معشوق، بر اسب نظر سوار شوم.
کاشکی امروز برخیزد قیامت تا روند
دیگران سوی بهشت و دوزخ و ما سوی دوست
هوش مصنوعی: ای کاش امروز روز قیامت بیاید تا دیگران به بهشت و دوزخ بروند و ما فقط به سوی دوست برسیم.
خاک را صد بار باد از جا ببرد و کم نشد
آتش عشق از دل ما و آب حسن از جوی دوست
هوش مصنوعی: باد، خاک را بارها جابجا کرده است، اما عشق ما کم نشده است و زیبایی دوستمان همچنان در قلب ما جاری است.
ماه با سلطان حسنش گوی در میدان فگند
پس بماند و پیش شد هفتاد میدان گوی دوست
هوش مصنوعی: ماه با زیبایی و جلالش در میدان عشق، گوی را به دور افکند. سپس مانده و پیشرفت کرد تا به هفتاد میدان عشق و دوستی رسید.
گیسوی لیلی نگردد سلسله جنبان جان
چون شود مجنون دل زنجیردار از موی دوست
هوش مصنوعی: اگر موهای لیلی مانند زنجیری برای جان و دل باشد، مجنون که دلش مانند زنجیر به او وابسته است، هیچگاه نمیتواند از زیبایی و جذابیت آن دل بکند.
خلق را سالی دو مه عیدست لیکن هر نفس
عاشقانرا عید باشد دیدن ابروی دوست
هوش مصنوعی: مردم سالی دو بار عید دارند، اما هر لحظه برای عاشقان، عید واقعی زمانی است که زیبایی ابروی معشوق را میبینند.
پای بر گردون نهیم از فخر اگر خواهیم دید
سر که بر زانوی خود داریم بر زانوی دوست
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به مغروریتمان بیفزاییم، باید به آسمان پا بگذاریم و سرمان را بلند کنیم؛ زیرا سر ما بر زانوی خود نخواهد بود، بلکه بر زانوی دوستی قرار خواهد گرفت که در کنار ماست.
ما ز بهر احتیاط کار عشقش کرده ایم
دل ببذل جان فراخ ار تنگ باشد خوی دوست
هوش مصنوعی: ما برای احتیاط در عشقش، جان خود را به راحتی میدهیم، حتی اگر محبت او محدود باشد.
شاعران گر در سخن گفتن ز من نیکوترند
همچو من زاهل سخن کس نیست نیگو گوی دوست
هوش مصنوعی: شاعران اگر در گفتگو از من بهتر هستند، من نیز مانند آنها در بیخیالی از سخن کسی نیستم. بگو، ای دوست!
بوی گل آمد بسوی سیف فرغانی مگر
صبحدم خاکی بصحرا برد باد از کوی دوست
هوش مصنوعی: گلابی از عطر گل به سوی سیف فرغانی میآید، مگر اینکه در سپیدهدم، باد خاکی را از کوی محبوب به صحرا ببرد.