برگردان به زبان ساده
ای که لعل لب تو آبخور جان منست
تو اگر آن منی هر دو جهان آن منست
هوش مصنوعی: ای کسی که رنگ لبت برای جان من مانند آب است، اگر تو مال من باشی، پس هر دو جهان برای من است.
آب دریا ننشاند پس ازین شعله او
گر بآتش رسد این سوز که در جان منست
هوش مصنوعی: اگرچه آب دریا نمیتواند این شعله را خاموش کند، اما اگر آتش به جانم برسد، سوزی که در درونم هست، به وجود خواهد آمد.
به تمنای وصال تو بسی سودا پخت
طمع خام که اندر دل بریان منست
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی رسیدن به تو، خیالات و آرزوهای بیهوده زیادی در دل من شکل گرفت که این آرزوها مانند آتش درونم را میسوزاند.
خود (تو) یک روز نگفتی که بدو مرهم وصل
بفرستم، که دلش خسته هجران منست
هوش مصنوعی: تو یک روز به من نگفتی که برای تو دارو و مرهمی از وصالم بفرستم، در حالی که دلت از دوری من آزرده است.
دارم امید که منسوخ نگردد به فراق
آیت رحمت وصل تو که در شان منست
هوش مصنوعی: امیدوارم که جدایی از تو باعث نادیده گرفتن نشود، چون وصل تو برای من نعمت و رحمت بزرگی است.
تا به وصلت نشوم جمع نگویم با کس
آنچه در فرقت تو حال پریشان منست
هوش مصنوعی: تا زمانی که به وصالت نرسم، هیچگاه با کسی راجع به حال پریشانم در غیاب تو صحبت نمیکنم.
درد هجران تو بیماری مرگست مرا
روی بنمای که دیدار تو درمان منست
هوش مصنوعی: شکایت از دوری تو برای من مثل بیماری مرگ است. پس حیف است که روی خود را به من نشان ندهی، چون دیدن تو برای من مایه شفا و آرامش است.
رخ چون لاله مپوش از من مسکین که منم
عندلیب تو و روی تو گلستان منست
هوش مصنوعی: چهرهات را چون گل لاله از من پنهان نکن، زیرا من مانند بلبل تو هستم و چهرهات برای من مانند باغی سرسبز و زیباست.
یوسف من چو ز من دور بوَد چون یعقوب
مُلک اگر مصر بوَد کلبه احزان منست
هوش مصنوعی: وقتی یوسف من از من دور باشد، مانند یعقوب که برای دوری فرزندش ناراحت است، حتی اگر ملک و سرزمینم مصر باشد، خانه من پر از اندوه و غم خواهد بود.
ور مرا زلف چو چوگان تو در چنگ آید
سربهسر گوی زمین عرصه میدان منست
هوش مصنوعی: اگر زلف تو همچون چوگان در دست من بیفتد، تمام گوی میدان بازی در دستان من خواهد بود.
آدمی کو ز غم عشق مرا منع کند
گر فرشته است درین وسوسه شیطان منست
هوش مصنوعی: کسی که بخواهد مرا از اندوه عشق بازدارد، اگرچه فرشته باشد، در واقع او هم در این وسوسه، شبیه شیطان است.
گر دهی تاج و گر تیغ زنی بر گردن
سر، سرِ تست که در قید گریبان منست
هوش مصنوعی: اگر به من تاج بدهی یا اگر با شمشیر بر گردن من بزنی، در هر صورت، آن چیزی که مهم است و در کنترل من است، سر من است که در چنگال این گونی گیر افتاده است.
سیف فرغانی در عشق چنین ماه تمام
به کمال ار نرسم غایت نقصان منست
هوش مصنوعی: سیف فرغانی در این بیت بیان میکند که اگر نتواند به کمال عشق دست یابد و به مقام و مرتبه محبوب برسد، این به منزله ناتمام بودن و نقصان خود اوست. در واقع، او عشق را به عنوان یک هدف بلند در نظر میگیرد و رسیدن به آن را نشانهی کمال میداند.