برگردان به زبان ساده
اختر ازخدمت قمر دورست
مگس از صحبت شکر دورست
هوش مصنوعی: ستارهای که از قمر دور است، مانند مگسی است که از صحبت شکر دور است.
ما ز درگاه دوست محرومیم
تشنه مسکین از آبخور دورست
هوش مصنوعی: ما از لطف و رحمت دوست بیبهرهایم و مثل یک آدم بیچاره که از منبع آب دور است، تشنه و نیازمندیم.
پای ما از زین حضرت او
راست چون آسمان زسر دورست
هوش مصنوعی: پای ما از زین این مقام محکم است، همانطور که آسمان از زمین دور است.
همچو پروانه می زنم پر وبال
گرچه آن شمعم از نظر دورست
هوش مصنوعی: مانند پروانهای به دور شمع میچرخم، هرچند که آن شمع از دید من دور است.
پادشاهان چه غم خورند اگر
گربه از خانه سگ زدر دورست
هوش مصنوعی: پادشاهان چرا باید نگران باشند اگر گربه از سر راه سگ دور باشد؟
در فراق تو ای پسر هستم
همچو یوسف که از پدر دورست
هوش مصنوعی: در دوری تو، ای پسر، حال من همچون حال یوسف است که از پدرش فاصله دارد.
یوسف عهدی و منم بی تو
همچو یعقوب کز پسر دورست
هوش مصنوعی: تو یوسف من هستی و من، بدون تو، مثل یعقوب هستم که از پسرش دور مانده است.
تو بدست کرم کنم نزدیک
کی به پای من این سفر دورست
هوش مصنوعی: من با لطف و محبت تو به تو نزدیک میشوم، اما آیا این سفر دور به پای من میرسد؟
جهد کردم بسی ولی چه کنم
بخت و کوشش زیکدگر دورست
هوش مصنوعی: من تلاش زیادی کردم، اما چه کنم که شانس و تلاش هر کدام در جهتی جدا از هم حرکت میکنند.
اندرین حال حکمتی عجبست
بنده از خدمت تو گر دورست
هوش مصنوعی: در این وضعیت، نکتهای شگفتانگیز وجود دارد: بنده با اینکه از خدمت تو دور است، همچنان ارزشمند است.
هرکه نزدیک نیست با سلطان
ازبلا ایمن ازخطر دورست
هوش مصنوعی: هر کسی که به سلطان نزدیک نیست، در برابر خطرات ایمن نیست.
شاخ اگر هست بر درخت دراز
دست کوتاهم از ثمر دورست
هوش مصنوعی: هرچند درختی با شاخ و برگ فراوان دارم، اما به خاطر قد کوتاه من، نمیتوانم به میوههای آن دسترسی پیدا کنم.
بی تو در دیگران نظر نکنم
که معانی ازین صور دورست
هوش مصنوعی: بدون تو، به هیچکس دیگر نگاه نمیکنم؛ زیرا معناهایی که میبینم، از زیباییها دورند.
خشک لب بی تو سیف فرغانیست
زآن از انشای شعرتر دورست
هوش مصنوعی: بی تو، لبهای خشک و تشنهی من شبیه به یک خط ناتمام شعر است که نمیتواند به کمال برسد.
شاید از خانه پر عسل نکند
نحل چون از گل وزهر دورست
هوش مصنوعی: شاید زنبور عسل به خاطر دوری از گل و زهر، نتواند عسل فراوانی از خانهاش بیاورد.