برگردان به زبان ساده
گر خوش کند لب تو دهانم به بوسهای
خرم شود زلعل تو جانم به بوسهای
هوش مصنوعی: اگر لبان تو با بوسهای خوشحال کند دهانم، زندگیام از لعل تو با بوسهای شاداب میشود.
خواهم ز جور تو گله کردن به پادشاه
گر عاقلی بگیر دهانم به بوسهای
هوش مصنوعی: میخواهم از ناملایمات تو نزد پادشاه شکایت کنم، اما اگر عاقل باشی، دهانم را با یک بوسه ببند.
در حسرت کنار تو جانم به لب رسید
زین ورطه لطف کن برهانم به بوسهای
هوش مصنوعی: به خاطر نبودنت، جانم به شدت دچار سختی و عذاب شده است. لطفاً با یک بوسه، مرا از این مشکل نجات بده.
ای جان مکن گرانی و یک بار بر لب آی
باشد که من ترا برسانم به بوسهای
هوش مصنوعی: ای عشق، ناراحت نباش و یک لحظه بر لبانم بیا، زیرا من تو را با یک بوسه به آرامش میرسانم.
گفتم که جان من بستان بوسهای بده
گفتی هزار جان نستانم به بوسهای
هوش مصنوعی: گفتم جانم را بگیر و یک بوسه به من بده، او گفت که هزاران جان را هم نمیتوانم با یک بوسه از تو بگیرم.
گر آن لب و دهان که تو داری مرا بود
ملک دو کون را بستانم به بوسهای
هوش مصنوعی: اگر لب و دهان تو برای من بود، میتوانستم با یک بوسه، مالک تمام جهان شوم.
دیدی که من زبان شکایت خوهم گشاد
کردی فسون و بست زبانم به بوسهای
هوش مصنوعی: دیدی که من از دلخوریام شکایت کردم، تو با یک جادو و بوسه زبانی برایم بستهای و کاری کردی که دیگر نتوانم گلایهای کنم.
زنده کنند مرده به آب دهان من
گر با تو کام خویش برانم به بوسهای
هوش مصنوعی: اگر بتوانم با لبانم تو را ببوسم، میتوانم جان تازهای به مردهای ببخشم.
یک بار دیگرم به کنار و لبت رسان
ای برده حاصل دو جهانم به بوسهای
هوش مصنوعی: لطفا دوباره مرا به کنارت برسان و لبانت را به من نشان بده، ای کسی که به خاطر تو همه چیز را به دست آوردهام، یک بوسه کافیست.
گویی لب من از شکر و قند خوشترست
من لذت لب تو چه دانم به بوسهای
هوش مصنوعی: به نظر میرسد لبهای من از شکر و قند شیرینتر است، اما من چه میدانم که لذت لبهای تو در یک بوسه چگونه است.
در کار عشق جان و دلی داشتم چو سیف
اینم به عشوهای شد و آنم به بوسهای
هوش مصنوعی: در امر عشق، هم روح و هم دل را داشتم، مانند سیف. یکی از آنها با یک نگاه عاشقانه و دیگری با یک بوسه به دست آمد.