برگردان به زبان ساده
ای خرد با عشق تو تنگ آمده
حسن با روی تو همرنگ آمده
هوش مصنوعی: ای خرد، عشق تو را به شدت احساس کرده است و زیبایی حسن در رنگ روی تو نمایان شده است.
با تو جانی هست از معنیِ حُسن
قالب صورت بر او تنگ آمده
هوش مصنوعی: با تو زندگی و حیات معنا پیدا میکند، اما زیبایی ظاهری تو برایم تنگ و محدود به نظر میآید.
بر طرب رود جمالت حسن و لطف
چون دو صوت اندر یک آهنگ آمده
هوش مصنوعی: جمال و زیبایی تو به قدری شگفتانگیز است که مانند دو صدای مختلف در یک آهنگ دلنواز و هماهنگ به هم آمیختهاند.
لعل میگونت که جان مست وی است
شیشههای توبه را سنگ آمده
هوش مصنوعی: لبهای زیبایت همچون سنگی محکم، توبه و قرار را از بین برده و جانم را در مستی غرق کرده است.
بر تنِ چون عود از دستِ غمت
هر رگی در ناله چون چنگ آمده
هوش مصنوعی: بدن من مانند چوب خوشبو شده، از غم تو هر رگم به نالهای شبیه صدای چنگ درآمده است.
با تو نامِ ما ز ما برخاسته
ای مرا بی تو ز من ننگ آمده
هوش مصنوعی: با تو، نام ما از یاد نرفته و به خاطر تو، من بدون تو احساس خجالت میکنم.
در رهِ عشقت که منزل جز تو نیست
هر دو عالم چون دو فرسنگ آمده
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، هیچ جایی غیر از خودت وجود ندارد. بنابراین، هر دو جهان را چون دو فرسنگ پیمودهام.
سیف فرغانی ترا در کوی دوست
بار افتادست و خر لنگ آمده
هوش مصنوعی: در کوی دوست، دلبر تو با زیبایی و بزرگواری به سر میبرد و حالا تو نیز به سرنوشت و حالت گیر کردهای و ناامید شدهای. زحمت و تلاش تو به ثمر نرسیده و ناگهان با موانع و مشکلاتی مواجه شدهای که به تو فشار میآورد.
در ره وصفش جهانی رفتهاند
لیک کس نبوَد برین تنگ آمده
هوش مصنوعی: دنیا برای توصیف او تلاش کرده و افراد زیادی به این راه آمدهاند، اما هیچکس در این مسیر تنگ و دشوار باقی نمانده است.