برگردان به زبان ساده
دلم بربود دوش آن نرگس مست
اگر دستم نگیری رفتم از دست
هوش مصنوعی: دلم را شب گذشته آن گل نرگس زیبا و شگفتانگیز برد. اگر حمایتم نکنی، دیگر از دست میروم.
چه نیکو هر دو با هم اوفتادند
دلم با چشمت این دیوانه آن مست
هوش مصنوعی: چه خوب است که دل من و چشم تو هر دو به یکدیگر توجه کردهاند، در حالی که من دیوانهوار و تو مست هستی.
نمی دانم دهانت هست یا نیست
نمی دانم میانت نیست یا هست
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا لبهای تو وجود دارند یا نه و نمیدانم که آیا فاصلهام از تو هست یا نیست.
تویی آن بی دهانی کو سخن گفت
تویی آن بی میانی کو کمر بست
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که بدون زبان میگویی و تویی آن که بدون میانجی کار را پیغام میکنی.
بجانم بنده آزاده یی کو
گرفتار تو شد وز خویشتن رست
هوش مصنوعی: جانم بندهای است آزاد که به خاطر تو در بند تو افتاده است و از خود رهایی یافته است.
دگر با سیف فرغانی نیاید
دلی کز وی برید و در تو پیوست
هوش مصنوعی: دلهایی که از محبت کسی بریدهاند، دیگر به کسی نمیپیوندند.
گدایی کز سر کوی تو برخاست
بسلطانیش بنشاندند و ننشست
هوش مصنوعی: کسی که از کنار خانه تو درخواست کمک کرد، او را به مقام سلطانی رساندند، اما او نخواست در آنجا بماند.