برگردان به زبان ساده
مرد محنت نیستی با عشق دمسازی مکن
چون نداری پای این ره رو بسربازی مکن
هوش مصنوعی: مردی که با سختی و درد دست و پنجه نرم نمیکند، نباید به عشق نزدیک شود. چرا که اگر توانایی تحمل این راه و sacrifices را نداری، بهتر است که وارد آن نشوی.
همچو چنگت گر بود پا درکنار دلبران
بالب نامحرمان چون نای دمسازی مکن
هوش مصنوعی: اگر چون چنگ نغمهساز هستی، پاهایت را در کنار دلبران بگذار و با نامحرمان مانند نای و بیحسوحالی رفتار نکن.
تا بمانی زنده همچون آب پا برجا مباش
تانگردی کشته چون آتش سرافرازی مکن
هوش مصنوعی: برای اینکه مثل آب زنده بمانی، باید ثابت و پایدار بماندی. وقتی که به مرگ دچار شدی، مانند آتش مغرور نباش.
ای خلاف عقل کرده هر نفس ازبهر نفس
کافر اندر پهلوی تو حمله بر غازی مکن
هوش مصنوعی: ای کسی که هر لحظه بر خلاف عقل عمل میکنی و بیدلیل به دیگران حمله میکنی، نباید بر مجاهدان بیاحترامی کنی.
حال تو شیشه است وسنگست آرزوها بر رهت
هان وهان تا شیشه بر سنگی نیندازی مکن
هوش مصنوعی: احساس تو مثل شیشه است و آرزوهایت مثل سنگی است که در راهت قرار دارد. مواظب باش که شیشه را بر سنگ نیندازی، پس احتیاط کن و مراقب باش.
گر همی خواهی که اندر ملک باشی دوستکام
درولایت داشتن با دشمن انبازی مکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در سرزمین خود محبوب و مورد احترام باشی، باید در ولایت خود با دشمنان همکاری نکنی و با آنها دوست نشوی.
گر زمعنی عنبری باشد ترا درجیب حال
خویشتن راهر نفس چون مشک غمازی مکن
هوش مصنوعی: اگر در وجودت بویی از معنای وجود داشته باشد، در هیچکجا از خودت کم نگذار و هر لحظه از زندگیات را به عنوان نشانهای از وجود ارزشمندت در نظر بگیر.
این بطرز شعر عطار آمد ای جان آنکه گفت
«عشق تیغ تیز شد بااو بسر بازی مکن »
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که عشق مانند شمشیر تیزی است که باید بسیار با احتیاط و دقت با آن رفتار کرد. به عبارت دیگر، در عشق نباید بیپروا و بیاحتیاط عمل کرد، زیرا ممکن است به آسیبهای جدی منجر شود.
اوچو بلبل تو چو زاغی سیف فرغانی برو
شرم دار ای زاغ با بلبل هم آوازی مکن
هوش مصنوعی: ای زاغ، تو به خاطر شباهت خود به بلبل از او شرم کن و با او آواز نخوان. بلبل با نغمهاش دلها را میرباید، در حالی که تو به خاطر سیاهسازیت در خور و خواب و بقیه جلوهها بیمحتوایی. با او همخوانی نکن که مقام او را نمیرسی.