برگردان به زبان ساده
همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
زاجزای جسم باشد پیوند جان بریدن
هوش مصنوعی: چنین دلبری مانند تو تنها از دلدردان جدا میشود و این کار تنها به واسطه پیوند روح و جسم امکانپذیر است.
گیرم که جانم از تن پیوند خود ببرد
پیوند جان زجانان هرگز توان بریدن
هوش مصنوعی: با فرض اینکه جانم از بدن جدا شود، اما ارتباط روح با معشوق هرگز قابل قطع نیست.
قطع مدد همی کرد از زندگانی ما
دشمن که خواست مارا از دوستان بریدن
هوش مصنوعی: دشمن در تلاش بود تا ما را از زندگی و دوستانمان جدا کند و به این ترتیب، کمک و حمایت ما را قطع کند.
ازکوی او که برد آمد شد رهی را
سیر ستاره نتوان از آسمان بریدن
هوش مصنوعی: از محلی که او در آن قرار دارد، نمیتوان راهی به سمت ستارهها پیدا کرد و از آسمان جدا شد.
چیزی دهم بدشمن تا گوشتم نخاید
سگ را بنان توانند از استخوان بریدن
هوش مصنوعی: من چیزی به دشمن میدهم تا او کمتر به من آسیب برساند، مانند اینکه اگر سگ را از استخوانش جدا کنیم، دیگر از آن استفاده نخواهد کرد.
هر چند بر در او قدر سگی ندارم
چون سگ نمی توانم زین آستان بریدن
هوش مصنوعی: هرچند که من در حضور او به اندازه یک سگ ارزش ندارم، اما همچنان نمیتوانم از این درگاه فاصله بگیرم.
گر بر زبان براند جز ذکر دوست عاشق
همچون قلم بباید اورا زبان بریدن
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از یاد محبوب چیزی را بر زبان بیاورد، باید همچون قلم که برای نگاشتن چیزی دیگر بریده میشود، زبان او نیز بریده شود.
با حسن دوری از وی مشکل بود که بلبل
در وقت گل نخواهد از بوستان بریدن
هوش مصنوعی: زیبایی و شیرینی عشق به قدری عمیق است که بلبل هرگز نمیتواند به راحتی از باغی که در آن گلها شکوفه زدهاند، دور شود.
ای سیف دور بودن از دوست نیست ممکن
بلبل کجا تواند از گلستان بریدن
هوش مصنوعی: دوستی از دور امکانپذیر نیست، مانند بلبل که نمیتواند از گلستان جدا شود.