برگردان به زبان ساده
ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان
تا من دمی برآرم اندر کنار جانان
هوش مصنوعی: ای پرنده صبح، صدای ناقوس نگهبانان را بشکن، تا من لحظهای کنار معشوق خود بایستم.
در خواب کن زمانی آسودگان شب را
کآن ماه رو نترسد زآواز صبح خوانان
هوش مصنوعی: در شب، لحظهای را به خواب بگذران تا هیچ کس از بیداری صبحگاهی نترسد و از آرامش و زیبایی شب لذت ببرد.
ای کاشکی رقیبان دانند قیمت تو
گل را چه قدر باشد در دست باغبانان
هوش مصنوعی: ای کاش رقبای تو میدانستند که ارزش تو به اندازه ارزش گل در دستان باغبانان است.
کار رقیب مسکین خود بیش ازین چه باشد
کز گله گرگ راند همچو سگ شبانان
هوش مصنوعی: رقیب ضعیف من چه توانایی بیشتری دارد وقتی که مانند سگی که شبانان را همراهی میکند، از گلهای که گرگها به آن حمله کردهاند، دور میشود.
در عشق صبر باید تا وصل رو نماید
اینجا بکار ناید تدبیر کاردانان
هوش مصنوعی: در عشق، باید صبر داشت تا معشوق خود را نشان دهد. در اینجا، تدبیر و چارهاندیشی افراد با تجربه کارایی ندارد.
پیران کار دیده گفتند راست ناید
پیراهن تعشق جز بر تن جوانان
هوش مصنوعی: افراد با تجربه میگویند که عشق تنها بر تن جوانان مناسب است و برای کسانی که سن و سال بیشتری دارند، مناسب نیست.
لب بر لب چو شکر آن را شود میسر
کو چون مگس نترسد از آستین فشانان
هوش مصنوعی: وقتی لبها به هم نزدیک میشوند و طعم شیرینی را به همراه دارند، حس شگفتانگیزی به وجود میآید؛ اما چنانچه کسی از خطرات و مشکلات نترسد و به سوی آنها برود، میتواند از این لحظات لذت ببرد.
رفت از جفای خصمان سرگشته گرد عالم
آن کو بگرد کویت می گشت شعرخوانان
هوش مصنوعی: از دلخوریهای دشمنان، کسی که به دور جهان سرگردان شده بود، آن فردی است که به دور کوی تو میچرخید و شعر میخواند.
زافغان سیف ای جان شبها میان کویت
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
هوش مصنوعی: ای جان، در شبها در کوی تو خوابیدهام و از حال خودم بیخبرم، سرم را بر شانه محبوب قرار دادهام.