برگردان به زبان ساده
ما گدای در جانان نه برای نانیم
دل بدادیم وبجان در طلب جانانیم
هوش مصنوعی: ما در عشق محبوب فقط برای به دست آوردن نان و مزد کار نمیکنیم، بلکه دل خود را سپردهایم و تمام وجودمان را در جستجوی او صرف میکنیم.
پای ما بیخ فرو برده بخاک در دوست
چون درخت ازچه بهر باد سری جنبانیم
هوش مصنوعی: ما مانند درختی هستیم که ریشههایش در خاک دوست نفوذ کرده است، بنابراین هر چه باد بوزد، ما که در دل دوست استواری داریم، بیحرکت خواهیم ماند.
روز وشب در طلب دایره جمعیت
پای برجای چو پرگار وبسر گردانیم
هوش مصنوعی: روز و شب در جستجوی جمع و جور بودن، همانند پرگاری که پایش را ثابت نگه داشته و دور خودش میچرخد، تلاش میکنیم.
هرچه داریم ونداریم برای دل او
جمله درباخته و هرچه جز او می مانیم
هوش مصنوعی: تمام چیزی که داریم و نداریم، تنها برای خاطر اوست و هرچه غیر از او داریم، در واقع از دست میدهیم.
در بهار از کرم دوست بدست آوردیم
در خزان میوه وبرگی که همی افشانیم
هوش مصنوعی: در بهار از محبت و دوستی به دست آوردیم و اکنون در فصل خزان، میوه و برگی را که به دست آوردهایم، فخر میکنیم و پخش میکنیم.
دوست را گفتم کای روی تو ما را قبله
پرده بردار که عیدی تو وما قربانیم
هوش مصنوعی: به دوست گفتم: ای چهره تو، ما را به سوی خود بخوان و از پس پردهها برملا شو، که ما به تو و عشقات فداییم و عید ما همین نزدیکی است.
گفت مارا تو زخود جوی که اندر دل تو
همچو جان در تن و در روح چو سر پنهانیم
هوش مصنوعی: بگو که از خودت جستجو کن، زیرا در دل تو مانند جان در بدن و روح، ما نیز پنهان هستیم.
نیک مارا بطلب چون بزمستان خورشید
زآنکه مطلوبتر از سایه بتا بستانیم
هوش مصنوعی: در جستجوی خوبی باش، مانند تابش خورشید در میانه زمستان، زیرا هیچ چیزی بهتر از سایه یک معشوق نیست که به دست آوریم.
آفتابیست بهر ذره ما پیوسته
که برو روز وشب از سایه خود ترسانیم
هوش مصنوعی: خورشید همیشه در کنار ماست و ما به خاطر سایهاش شب و روز نگران آن هستیم.
زاهدان را نرسیدست سم مرکب وهم
اندر آن خطه که ما اسب سبق می رانیم
هوش مصنوعی: زاهدان به جایی نرسیدهاند که خیال و وهم، بر آنها غلبه کند، اما در جایی که ما هستیم، اسب را به خوبی میرانیم و در این میدان به تجربه و توانایی خود میبالیم.
مه وخورشید چه باشد که ملک را ره نیست
اندر آن اوج که ما همچو فلک گردانیم
هوش مصنوعی: ماه و خورشید چه اهمیتی دارند، وقتی ملک به آن بلندی راهی ندارد؛ زیرا ما مانند آسمان در حال چرخش هستیم.
گر دو کون آن تو باشد بگران تر نرخی
بفروشی تو ومارا بخری ارزانیم
هوش مصنوعی: اگر تو دو جهان را داری، پس با قیمت بالاتری میفروشی و ما را با قیمت پایینتری میخری.
چون قفایند همه مردم وما چون روییم
چون سفالست جهان یکسر وما ریحانیم
هوش مصنوعی: این بیت به استفاده از استعارهها برای بیان تفاوت میان انسانها و دنیای اطراف اشاره دارد. به این معنا که همه انسانها در یک مسیر مشابه حرکت میکنند و مانند یکدیگر هستند، اما رفتار و ویژگیهای خاص ما را میتوان به گل ریحان تشبیه کرد که زیبایی و لطافت دارد. همچنین، دنیای مادی مانند سفال به نظر میآید؛ سخت و بیروح، در حالی که ما دارای احساسات و زیبایی هستیم.
علم دولت ما را دو جهان در سایه است
برعیت برسان حکم که ما سلطانیم
هوش مصنوعی: دانش و علم، قدرت و سلطه ما را تأمین میکند و باعث میشود که در دو جهان (این دنیا و آن دنیا) در امنیت و رفاه باشیم. بنابراین باید دستوراتی صادر کنیم تا مردم درک کنند که ما حاکم و ولی آنها هستیم.
سیف فرغانی این مرتبه درویشان راست
که تو می گویی وما چاکر درویشانیم
هوش مصنوعی: سیف فرغانی به درویشان اشاره میکند و میگوید که در این مقام و موقعیت، آنچه تو بیان میکنی، حقیقتی است که ما هم به آن باور داریم و خود را در خدمت درویشان میدانیم.