برگردان به زبان ساده
شب نیست که خون نبارم از چشم
زآنگه که برفت یارم از چشم
هوش مصنوعی: هر شبی که میگذرد، اشک از چشمانم سرازیر میشود، چون یارم از کنارم رفته است.
خونی که بخوردم از غمش دی
امروز چرا نبارم از چشم
هوش مصنوعی: امروز چرا باید اشک بریزم، وقتی که به خاطر عشقش دلم شکست و زخم خونی بر قلبم به جا گذاشت؟
از گریه برفت چشمم از کار
وز دست برفت کارم از چشم
هوش مصنوعی: از شدت گریه، دیدهام از کار افتاد و با دستهایم هم از کار افتادم و دیگر قدرت انجام هیچ کاری را ندارم.
گویی به مدد نیامد امسال
اشکی که برفت پارم از چشم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که امسال کمکی از اشکی که سال گذشته از چشمانم ریخته شده، نمیرسد.
از وی چو کنار من تهی شد
پر گشت ز خون کنارم از چشم
هوش مصنوعی: وقتی که او از کنار من دور شد، چشمانم از اشک پر شد و کنارم پر از غم و اندوه گردید.
من قصهٔ خود به آب شنگرف
بر خاک همی نگارم از چشم
هوش مصنوعی: من داستان زندگیام را با رنگ قرمز روی زمین مینویسم و این کار را از چشمهایم انجام میدهم.
از اَندُهِ دل به صورت اشک
هردم جگری ببارم از چشم
هوش مصنوعی: از شدت اندوه و غم، هر لحظه اشکی از چشمهایم میریزد و دلم به شدت میسوزد.
غواص غمم بدل فروشد
تا دانهٔ دُر برآرم از چشم
هوش مصنوعی: غم من مانند غواصی است که در اعماق دریا غوص میکند تا دانهای از مروارید را از چشمانم بیرون بیاورد.
زین میل و نظر شکایت و شکر
دارم ز دل و ندارم از چشم
هوش مصنوعی: به خاطر این خواسته و نگاه تو، هم نارضایتی دارم و هم شکرگزاری. اما از چشم کسی به تو نگاهی نمیکنم.
زآن شب که تو را چو سیف دیدم
شب نیست که خون نبارم از چشم
هوش مصنوعی: از آن شب که تو را مانند شمشیر دیدم، هر شبی میگذرد و من همچنان از چشمانم گریه میکنم.