برگردان به زبان ساده
جرعه یی می نخورده از دستش
بیخودم کرد نرگس مستش
هوش مصنوعی: بیخبر از او به سراغش نرفته بودم، اما نگاه مسحورکنندهاش مرا دیوانه کرده است.
هرکه از جام عشق او می خورد
توبه گر سنگ بود بشکستش
هوش مصنوعی: هر کسی که از نوشیدنی عشق او بنوشد، حتی اگر سنگدل و توبهکار باشد، دلش را خواهد شکست.
بکسی مبتلا شدم که نرست
مرغ از دام و ماهی از شستش
هوش مصنوعی: من به درد و مصیبتی گرفتار شدم که مانند پرندهای در دام و ماهیای در دست نمیتواند خود را آزاد کند.
بهمه جای می رود حکمش
بهمه کس همی رسد دستش
هوش مصنوعی: حکم او به هر جا میرسد و تاثیرش بر همه افراد مشخص است. هر کس نمیتواند از دست او در امان باشد.
از عنایت مپرس کآن معنی
نیست در حق بنده گر هستش
هوش مصنوعی: به واسطه لطف و توجه نخواهی دانست که این موضوع برای من معنایی ندارد، اگرچه ممکن است وجود داشته باشد.
هرکه عاشق نشد، بدامن دوست
نرسد دست همت پستش
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق نشود، به محبت دوست نخواهد رسید و تلاش او بیثمر خواهد ماند.
سیف از مشک بوی دوست شنید
بر گریبان خویشتن بستش
هوش مصنوعی: سیف از عطری که شبیه بوی دوست بود، آگاه شد و آن را بر روی گریبان خود گذاشت.