برگردان به زبان ساده
دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز
چون بوصلم وعده دادی از چه مهجورم هنوز
هوش مصنوعی: ای دلبر، من هنوز از شراب عشق مست و سرمستم، چرا که وعدهات را به من دادی و با این حال هنوز از تو دورم.
در ره عشقت که دارد راهزن بر چپ وراست
آنکه از پس بود پیش افتاد ومن دورم هنوز
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، با وجود دزدان و مانعهایی که در سمت چپ و راست وجود دارند، کسی که از من جلوتر است، در حالی که من هنوز در دوردستم.
ای حبیب من مدد فرما که اندر ره عدوست
وی طبیب من علاجم کن که رنجورم هنوز
هوش مصنوعی: ای دوست عزیزم کمکم کن، چرا که در راه دشمنان هستم. تو پزشک من هستی، مرا درمان کن چون هنوز دردی دارم.
این زمان تدبیر کارم کن که هستم در حیات
وین زمان بر من تجلی کن که برطورم هنوز
هوش مصنوعی: در این لحظه، به من کمک کن که در زندگیام هستم و اکنون به من نظر بگشا که هنوز در مقام بلندی قرار دارم.
آنکه با بلبل چو گل با من درین باغ آمدست
شیره او می شد وغوره است انگورم هنوز
هوش مصنوعی: کسی که مانند بلبل در این باغ با من همراه شد، همواره شیرین و خوشعطر است، اما من هنوز دانه تلخ و نارس را تجربه میکنم.
نحل استعداد هر کس خانه خود پر زشهد
کرده ومن طالب گل همچو زنبورم هنوز
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازهی استعداد و قابلیتهایش به دستاوردهایی میرسد و من هم مانند زنبوری هستم که به دنبال گلی هستم تا از آن بهرهمند شوم.
زآتش عشقت که دل را در جوانی زنده داشت
برف پیری بر سرم بنشست ومحرورم هنوز
هوش مصنوعی: از عشق تو که در جوانی دل من را زنده نگه داشت، حالا برف پیری بر سرم نشسته و هنوز هم در آتش آن عشق میسوزم.
هرگز از معجون پند این درد ساکن کی شود
چون بلا در می کنی در قرص کافورم هنوز
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم از داروی نصیحت برای این درد دائم رهایی یابم. وقتی که تو هنوز برایم زحمت میکشی، من همچنان در عذابهایم باقیام.
بر هلال حال من خورشید مهرت چون بتافت
بدر خواهم شد که افزون می شود نورم هنوز
هوش مصنوعی: وقتی که محبت تو مانند خورشید بر زندگیام تابید، احساس میکنم که روزی به اوج خواهم رسید و نور من همچنان در حال افزایش است.
مرده هجرم بوصلم زنده خواهی کرد باز
من درین خاک از برای نفخ آن صورم هنوز
هوش مصنوعی: من در این دنیای خاکی به خاطر نفخ صور، زنده خواهی کرد، حتی اگر در عشق تو به مرگ رفته باشم.
منشی دولت مرا منشور وصلت تازه کرد
بر درت موقوف توقیع است منشورم هنوز
هوش مصنوعی: منشی دولت برای من سند جدیدی از عشق و پیوند با تو آماده کرده است، اما هنوز این سند به امضا نرسیده و معلق است.
چون صدف بهر تو دل در سینه پنهان داشتست
سلک نظم چون در و لؤلوی منثورم هنوز
هوش مصنوعی: دل من مانند صدفی است که به خاطر تو در سینهاش پنهان کرده است. ساختار شعریام همچون مرواریدهای پراکنده و باارزش است که هنوز باقی ماندهاند.
سیف فرغانی زبهر من بدست لطف خویش
دوست در نگشاد ومن در بند دستورم هنوز
هوش مصنوعی: سیف فرغانی به خاطر من با لطف دوست، در را باز نکرد و من هنوز در بند دستورات او هستم.