برگردان به زبان ساده
چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم باز
که هرکه مست شود با همه بگوید راز
هوش مصنوعی: زمانی که عشق تو را همچون شراب نوشیدم، دیگر نمیتوانم سخن را نگهدارم؛ زیرا هر کسی که سرمست شود، با همه از رازهای خود سخن میگوید.
بنهب دست بر آورد در ولایت جان
غمت که از سر دل پای می نگیرد باز
هوش مصنوعی: دستش را به سوی ولایت برداشت، اما دلش از اندیشهٔ غم تو رها نمیشود و هرگز نمیتواند از آن فاصله بگیرد.
بدرگه تو فرو برده ایم پای ثبات
بحضرت تو برآورده ایم دست نیاز
هوش مصنوعی: ما در جایی که تو قرار داری با تمام وجود استوار ایستادهایم و دست نیاز به سوی تو دراز کردهایم.
سپر بر وی درآورد جانم از تسلیم
چو شد بسوی دلم نرگس تو تیرانداز
هوش مصنوعی: وقتی که نرگس تو به قلبم نگاه کرد، جانم از تسلیم، مانند سپری در برابر تیر عشق تو آماده شد.
تو رو نمودی و کردند عاشقان افغان
چو گل شکفت برآرند بلبلان آواز
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شد تا عاشقان چون افغانان فریاد کنند و مانند بلبلان آواز سر دهند، همانطور که گلها شکوفا میشوند.
چو گشت دانه خال تو دام دل زین پس
بهر طرف نکند مرغ همتم پرواز
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به خاطر زیبایی تو به دام افتاد، دیگر مرغ امید و آرزویم نمیتواند به جایی پرواز کند.