برگردان به زبان ساده
ای ز یاران گشته غافل از تو خود یاری نیاید
خفتهای در جامه ناز از تو بیداری نیاید
هوش مصنوعی: ای رفیقانی که از تو غافل شدهاید، دیگر نمیتوانم به شما کمک کنم. تو در خواب ناز به سر میبری و نمیتوانی از این حال بیدار شوی.
قدر غمخواران عشق خود ندانی تا چو ایشان
غم خوری بسیار و پیشت کس به غمخواری نیاید
هوش مصنوعی: وقتی که به غمخواران عشق خود توجه کافی نداری و قدر محبت آنها را نمیدانی، به زودی متوجه خواهی شد که دیگران مانند آنها برای حمایت و کمک به تو نمیآیند.
از در تو نان نیابم زآنکه همچون من گدا را
خاکِ همچون سیم، حاصل جز به دشواری نیاید
هوش مصنوعی: از در تو نمیتوانم نان بگیرم، زیرا مانند من کسی که بیچیز است، فقط با تلاش بسیار میتواند به چیزی دست پیدا کند که مانند خاکی به ارزش نقره است.
هر که ترک مال کرد و چون فقیر آمد بر این در
همچو زر هر جا رود هرگز بر او خواری نیاید
هوش مصنوعی: هر کسی که از مال و دارایی خود بگذرد و به عنوان فردی فقیر به درگاه خداوند بیاید، مانند طلا است و هر جا که برود، به هیچوجه خواری و ذلت به او نخواهد رسید.
روی شهرآرای تو حاجت به آرایش ندارد
مهر و مه را فیض نور از چرخ زنگاری نیاید
هوش مصنوعی: زیبایی و جلوههای خاص تو به قدری شگفتانگیز است که دیگر نیازی به زیبایی خورشید و ماه نیست. نور و روشنی که از آسمانهای تیره میآید، قادر به برابری با درخشش تو نیست.
چون ز حضرت سلک قرآن را جواهر منتظم شد
حاجتی اوراق مصحف را به زرکاری نیاید
هوش مصنوعی: وقتی که از جانب خداوند، قرآن بهگونهای منظم و زیبا عرضه شده است، دیگر نیازی به تزئین و تجملگرایی کلامش با زر و جواهر نیست.
یک دِرم از خاک کویت به ز صد گنج است وی را
کار این گوهر از آن زرهای دیناری نیاید
هوش مصنوعی: یک ذره از خاک کویت ارزشش بیشتر از صد گنج است. این گوهر را نمیتوان با زرهای دیناری سنجید.
هر کجا تو رو نمودی شور اندر مردم افتد
از مگس چون شهد بیند خویشتنداری نیاید
هوش مصنوعی: هر جا که تو حضور داری، شور و شوق در میان مردم ایجاد میشود. همانطور که مگس به سمت شهد جذب میشود، انسانها نیز به تو گرایش پیدا میکنند. اما از آنجا که تو خود را کنترل نمیکنی، این جذبه ممکن است بیفایده باشد.
عشق اگر پوشیده دارم از ملامت باشم ایمن
بر کمر چون کیسه نبود کس به طراری نیاید
هوش مصنوعی: اگر عشق را در دل پنهان نگه داشتهام، باید از سرزنشها و ملامتها در امان باشم؛ زیرا مانند کیسهایست که هیچکس به آن دست نمیزند و مایه آزار کسی نمیشود.
جانم از لعل تو بوسی یافت شیرین شد حدیثم
طوطی ار شکر خورد زو تلخ گفتاری نیاید
هوش مصنوعی: جانم به بوسهای از لبان تو زنده و شیرین شد. اگر طوطی هم شکر بخورد، چنانکه میگوید، هیچگاه سخن تلخی نخواهد گفت.
صحبت بد نیک را هرگز نگرداند ز نیکی
گرچه با خار است گل هرگز ازو خاری نیاید
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان صحبتهای بد و نیک را با هم مخلوط کرد؛ حتی اگر گل در کنار خار باشد، باز هم از آن گل خاری به وجود نمیآید.
گر نبیند روی خوبت سیف فرغانی چه گوید
چون گلی نبود ز بلبل ناله و زاری نیاید
هوش مصنوعی: اگر کسی زیبایی تو را نبیند، مانند سیف فرغانی، چه میتواند بگوید؟ زیرا وقتی که گلی وجود نداشته باشد، بلبل هم ناله و گلهای نخواهد داشت.