برگردان به زبان ساده
ترا به زمن هم نفس کم نیاید
چو تو شکری را مگس کم نیاید
هوش مصنوعی: تو را در زمان نمیتوان کم دانست، چون همانطور که برای شکری مگس کم نمیآید، تو نیز همیشه مورد توجه و ارزشمندی.
مرا گر ز رویت نفس منقطع شد
چوآیینه باشد نفس کم نیاید
هوش مصنوعی: اگر نفس من از دیدن روی تو قطع شود، مانند آینهای است که اگر شکسته شود، دیگر نمیتواند ایستایی و زیبایی خود را نشان دهد.
مرا همچو تو هیچ کس نیست لیکن
ترا همچو من هیچ کس کم نیاید
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو وجود ندارد، اما هیچکس نیز به اندازه من به تو نمیرسد.
مرا در سرای جان هوسهاست با تو
اسیر هوا راهوس کم نیاید
هوش مصنوعی: در دل من عطش و آرزوهایی هست که در کنار تو به شدت احساس میشود و هیچگاه این احساسات کم نمیشوند.
من ارباشم و گر نباشم غمت را
بجای دگر دست رس کم نیاید
هوش مصنوعی: من اگرچه برای تو در دسترس نباشم، ناراحتی تو جای دیگری نمیتواند کمتری احساس شود.
وگر ناله وزاری من نباشد
درآن کاروان زین جرس کم نیاید
هوش مصنوعی: اگر من در آن کاروان ناله و زاری نکنم، صدای این چرخ و جرس کم نخواهد شد.
اگر شحنه ازکار معزول گردد
شب شهریان را عسس کم نیاید
هوش مصنوعی: اگر نگهبان کارش را از دست بدهد، شبها مردم شهر همچنان از امنیت برخوردار هستند و نیازی به نگرانی نیست.
بدین حسن رخ ازپی عشق بازی
برین نطع چون من فرس کم نیاید
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی چهره اشاره دارد و میگوید که برای جذب عشق و محبت، همچون یک سوارکار روی اسب نمیتوان به سادگی از چنین جلوهای گذشت. در واقع، زیبایی و جذابیت آنچنان شدید است که کسی نمیتواند بیتوجه از کنارش عبور کند.
تو دامی همی نه که مرغی درافتد
توآتش همی کن که خس کم نیاید
هوش مصنوعی: تو در حال ایجاد یک تله هستی که مرغی به آن بیفتد، در حالی که آتش میزنی و نمیخواهی که چیزی از بین برود.
ببختی که داریم وحسنی که داری
ترا مرغ و مارا قفس کم نیاید
هوش مصنوعی: بدبختی که ما داریم و زیبایی که تو داری، برای تو مانند پرندهای است و برای ما مثل یک قفس به نظر میرسد که کم نیست.
اگر رفت بی مونسی سیف ازین در
چو تو مصطفی را انس کم نیاید
هوش مصنوعی: اگر سیف از این در برود و بییار و یاور باشد، دوستی و انس با مصطفی کمتر نمیشود.