برگردان به زبان ساده
بیا که بی تو مرا کار برنمی آید
مهم عشق تو بی یار برنمی آید
هوش مصنوعی: بیا که بدون تو هیچ کاری از دستم برنمیآید؛ عشق تو بدون حضور تو بیفایده و بیمعناست.
مرا بکوی تو کاری فتاد،یاری ده
که جز بیاری تو کار برنمی آید
هوش مصنوعی: به کمک تو نیاز دارم، زیرا بدون یاری تو هیچ کاری از دستم برنمیآید.
مقام وصل بلندست ومن برونرسم
سگش چو گربه بدیواربر نمی آید
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به جایگاه والای وصال اشاره میکند و میگوید که او به این مقام دست نخواهد یافت. همچنین از یک تشبیه استفاده میکند، که در آن خود را به گربهای تشبیه میکند که نمیتواند از دیوار بالا برود، در حالی که به تمسخر به سگ وصال اشاره میکند. در حقیقت، او احساس میکند که به خاطر نداشتن توانایی یا شرایط مناسب، نمیتواند به این مقام برسد.
ازآن درخت که درنوبهار گل رستی
ببخت بنده به جز خار برنمی آید
هوش مصنوعی: از درختی که در بهار گل میدهد، هیچ چیزی جز خار برای این بنده حاصل نمیشود.
چو شغل عشق تو کاری چو موی باریکست
ازآن چو موی بیکبار برنمی آید
هوش مصنوعی: عشق تو کار دشواری است، مانند مویی که بسیار نازک است. به همین دلیل، برای رسیدن به آن، باید مکرر تلاش کرد و نمیتوان به سادگی به نتیجه رسید.
بآب چشم برین خاک در نهال امید
بسی نشاندم و بسیار برنمی آید
هوش مصنوعی: با اشکِ چشمانم، بر این زمینِ خاکی، نشانههای زیادی از امید را کشت کردم، اما نتیجه چندانی نمیگیرم.
سزد که مزرعه را تخم نو کنم امسال
که آنچه کاشته ام پابرنمی آید
هوش مصنوعی: سال جاری باید مزرعه را با بذر جدیدی پر کنم، زیرا آنچه قبلاً کاشتهام نتیجهای نمیدهد.
ز ذکر شوق خمش باش سیف فرغانی
که آن حدیث بگفتار برنمی آید
هوش مصنوعی: در یادآوری احساس شوق، خاموش باش، زیرا که آن داستان با سخن گفتن به دست نمیآید.
میان عاشق و معشوق بعد ازاین کاریست
که آن بگفتن اشعار برنمی آید
هوش مصنوعی: در رابطه عاشق و معشوق، از این پس کارهایی انجام خواهد شد که حتی بیان آن با شعر هم ممکن نیست.