برگردان به زبان ساده
دلم روی چون تو نگارین خوهد
چو بلبل که گلهای رنگین خوهد
هوش مصنوعی: دل من مانند بلبل به گلهای رنگارنگ تو نیاز دارد و مشتاق زیباییهای توست.
ترا من خوهم غیر من جز ترا
که طوطی شکر زاغ سرگین خوهد
هوش مصنوعی: من فقط به تو فکر میکنم و هیچکس دیگری برای من اهمیت ندارد. مثل طوطی که شکر میخواهد، زاغ در عوض سرگین میطلبد.
برآن خوان که مارا نهادند نان
طعام گداکاسه زرین خوهد
هوش مصنوعی: بر روی میزی که برای ما نان و غذا گذاشتهاند، ما هم همانند گدا، ظرفی از طلا خواهیم داشت.
سعادت ترا بهر من خواسته است
جهان ویس رابهر رامین خوهد
هوش مصنوعی: جهان برای تو سعادت را آرزو کرده است و ویس نیز برای رامین خواهان است.
بهر باغ در سرو چوبین بسی است
ولی باغ ما سرو سیمین خوهد
هوش مصنوعی: در میان باغها درختان بسیاری وجود دارد، اما باغ ما درختی دارد که از نقره ساخته شده است.
جهانی زحسن ونمی بینمت
جهان دیده دیده جهان بین خوهد
هوش مصنوعی: من زیباییهای جهان را میبینم، اما تو را نمیبینم. این جهان به نظر با ادراک من پر از زیبایی است، اما چشم من تنها به سوی تو نمینگرد.
چنین حسن در نوع انسان کجاست
کسی نور مه چون زپروین خوهد
هوش مصنوعی: در نوع بشر چنین زیبایی کجاست؟ کسی که نور چهرهاش مانند ماه است، از چه ستارهای خواهد آمد؟
دل بنده دیوانه غافلست
که زنجیر ازآن زلف مشکین خوهد
هوش مصنوعی: دل این بنده دیوانه بیخبر از آن است که زنجیرهایی را که به خود بسته، به خاطر آن زلف سیاه و زیبای محبوبش میخواهد.
هرآن کس که درکوی تو بانهاد
سرش زآستان تو بالین خوهد
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر تو قدم بگذارد، سرش را در پایگاه تو قرار میدهد و از تو بهرهمند میشود.
تو خود همچو من عاشقی چون خوهی
کجا خوان شه کاسه چوبین خوهد
هوش مصنوعی: تو هم مانند من عاشق هستی، اما اگر بخواهی این عشق را کجا بگذاری و با چه ظرفی آن را نشان خواهی داد؟
زتو سیف فرغانی، آن دلستان
دل خسته وجان غمگین خوهد
هوش مصنوعی: تو مانند سیف فرغانی، آن دل زیبا و دلنشین را که در عذاب و غم است، به دست میآوری.