برگردان به زبان ساده
نام تو گر بر زبان رانم زبانم خوش شود
چون زبان از تو سخن گوید دهانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر نام تو را بر زبان بیاورم، زبانم به خاطر گفتن تو خوشحال میشود و وقتی دهانم از تو سخن بگوید، شادابتر خواهد شد.
گر لبم بر لب نهی چون کوزه ای شیرین چو جان
در تن همچو سبو آب روانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر لبهایت را بر لبهایم بگذاری، همچون کوزهای شیرین میشوم. مانند آبی که در سبو جاری است، روح من نیز در تنم خوشحال و سرزنده خواهد شد.
ای طبیب عاشق از دارالشفای وصل خود
شربتی بفرست تا بیمار جانم خوش شود
هوش مصنوعی: ای پزشک عشق، از محل شفا و قرار خود دارویی برای من ارسال کن تا جان بیمار من به خوبی و راحتی برسد.
همچو سگ از خوان تو گر نان خورم نبود عجب
مغز اگر همچون عسل در استخوانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر مانند یک سگ از سفرهات نان بخورم، جای تعجب نیست اگر مغز من مانند عسل در استخوانم شیرین شود.
زآتش عشق تو همچون چوب می سوزم ولیک
چون بخار عود از آن آتش دخانم خوش شود
هوش مصنوعی: از آتش محبت تو مثل چوب میسوزم، اما مثل بخار عود، دود آن آتش برایم خوشایند میشود.
چون دلم بیمار تو شد بهر صحت بعد ازین
همچو عیسی این نفس بر هر که رانم خوش شود
هوش مصنوعی: وقتی قلبم به خاطر تو بیمار شد، از این پس مانند عیسی، هرکسی را که برای درمان بفرستم، خوب خواهد شد.
از شراب وصلت ار یکدم بکام من رسد
هرکرا آب دهان خود چشانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه از شراب وصالت به کام من برسد، هر کسی را که ببینم، با آب دهان خودش را طعمدار میکنم و او از این کار خوشحال میشود.
(این) چنین شوری که دارم از سماع نام تو
وقت در کوی تو از بانگ سگانم خوش شود
هوش مصنوعی: شور و شوقی که من دارم به خاطر یاد توست و وقتی در کوی تو هستم، صدای سگان هم برایم خوشایند میشود.
گر ز دست خویش باشد ره روی را درد سر
خاک پای تو اگر بروی فشانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر بر سر راه تو، درد و رنجی از دست خودم باشد، من آن را تحمل میکنم و اگر تو قدمی به جلو برداری، با دل خوش و شادمانی، خاک پای تو را فشانم.
عیش من رونق پذیرد گر پسندی شعر من
گر بشیرینی رسد آن آب و نانم خوش شود
هوش مصنوعی: زندگی من وقتی خوشحالکنندهتر میشود که شعر من را بپسندی، و اگر به شیرینی برسد، آن وقت غذا و نانم هم لذیذتر خواهد شد.
دل چو بستانیست بی برگ از زمستان فراق
در نوا آیم چو مرغ ار بوستانم خوش شود
هوش مصنوعی: دل مانند باغی است که در زمستان بیبرگ و بیحیات شده است. وقتی بهخاطر دوری و فراق به یاد کسی میافتم، مانند پرندهای میشوم که با آمدن به باغی خوشبو خوشحال میشود.
از مهب وصل اگر بر من وزد باد ربیع
هم درختم گل کند هم گلستانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر نسیم بهار از جانب وصال تو به من برسد، هم درخت من گل خواهد داد و هم باغم سرشار از شادی خواهد شد.
بی گل روی تو (گر من) بانگ می کردم چو زاغ
بعد ازین چون ناله بلبل فغانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر من بدون دیدن روی تو صدا میزدم، مانند زاغ، از این به بعد نالهام مانند ناله بلبل شیرین و دلنشین خواهد شد.
چون بنام تو رسد دستم گه تحریر شعر
کلک همچون نیشکر اندر بنانم خوش شود
هوش مصنوعی: وقتی دستم به نام تو برسد و شروع به نوشتن شعر کنم، قلمم مانند نیشکر در انگشتانم شیرین خواهد بود.
سیف فرغانی همی گوید بلطف از حضرتت
گر بیابم یک نظر هر دو جهانم خوش شود
هوش مصنوعی: سیف فرغانی میگوید اگر نگاهی از سوی تو بگیرم، با لطف تو هر دو جهان برایم خوشایند و زیبا خواهد شد.