برگردان به زبان ساده
ای دل فغان که آن بت چالاک می رود
ما در غمیم و یار طربناک می رود
هوش مصنوعی: ای دل، ناله کن که آن معشوق زیبا و چالاک میرود، در حالی که ما در حال غمگینی و یارمان با حال شاداب و شاداب میرود.
خوردی شراب وصل بشادی بسی کنون
با زهر غم بسازکه تریاک می رود
هوش مصنوعی: به شادمانی وصال، شراب نوشیدی، اما اکنون با زهر غم بساز، زیرا نشانههایی از بهبود وجود دارد.
چون مرغ نیم بسمل وچون صید خون چکان
دلهای خلق بسته بفتراک می رود
هوش مصنوعی: مانند پرندهای نیمه جان و شبیه به صیدی که خونش در حال ریختن است، دلهای مردم به دام افسردگی و اندوه گرفتار شده و به سمت خطر پیش میرود.
در شاه راه هجر چو عیار بادیه
زر برده مرد کشته وبی باک می رود
هوش مصنوعی: در جاده جدایی، مانند دزدی که در بیابان طلا میبرد، مردی کشته شده و بیپروا به راه خود ادامه میدهد.
چون شبنم آب دیده من در فراق تو
بر گرد می نشیند ودر خاک می رود
هوش مصنوعی: اشکهای من چون شبنم بر زمین مینشیند و به خاک میرسد، از شدت غم دوری تو.
چون چشم ابر دیده اختر گرفت آب
از دود آه من که بر افلاک می رود
هوش مصنوعی: وقتی که چشمان ابر، ستاره را دیدند، آب از دود آه من که به آسمان میرود، جدا شد.
بر روی روزگار جزو کو رونده یی
کو همچو آب دیده من پاک می رود
هوش مصنوعی: در زندگی، کسی را نمیبینی که مانند من، با چشمانی پر از اشک و احساس پاک، به آرامی و بیصدا پیش میرود و از مشکلات عبور میکند.
اوآب بود وزآتش شوق این دل حزین
بااو دراوفتاد وچو خاشاک می رود
هوش مصنوعی: او مانند آب است و آتش شوقی که در دل غمگین من است، او را به خود کشیده است و همچون خاشاک به راحتی در مسیر او میرود.
چون دوست عزم کرد همی گوی همچو سیف
ای دل فغان که آن بت چالاک می رود
هوش مصنوعی: وقتی که دوست تصمیم میگیرد، مانند شمشیری برنده عمل میکند. ای دل، آه بکش که آن معشوقه زیبا و برازنده در حال رفتن است.