برگردان به زبان ساده
بی تو دانی حالم ای جان چون بود
دل خراب و دیده گریان چون بود
هوش مصنوعی: بدون تو میدانی حال و روزم چطور است؟ دل شکسته و چشمانی اشکبار دارم.
باچنین صبر و تحمل حال من
کز تو دور افتادم ای جان چون بود
هوش مصنوعی: با این صبر و بردباری که دارم، حال من چه خواهد شد وقتی از تو دور افتادهام، ای جان؟
تن چو ازجان بازماند مرده ییست
جان که دورافتد زجانان چون بود
هوش مصنوعی: وقتی بدن از روح جدا شود، مثل مردهای خواهد بود. روحی که از کنار معشوق دور بیفتد، چه حالتی خواهد داشت؟
آنکه سر بر زانوی وصل تو داشت
زیر دست وپای هجران چون بود
هوش مصنوعی: کسی که به عشق تو نشسته بود، حالا که از هم دوریم و در عذاب جدایی به سر میبرد، وضعیتش چگونه است؟
تو(چو)خورشیدی و من چون ذره یی
ذره بی خورشید تابان چون بود
هوش مصنوعی: تو مانند خورشیدی و من همچون ذرهای هستم که بدون تابش نور خورشید چگونه میتواند روشنایی داشته باشد؟
تو گلستانی و من چون بلبلم
حال بلبل بی گلستان چون بود
هوش مصنوعی: تو مانند گلستانی و من همچون بلبل بیگلستان هستم. حال بلبل بی گلستان چه حالتی دارد؟
هجر و وصل تست چون موت و حیات
این یکی دیدیم تا آن چون بود
هوش مصنوعی: دوستی و جدایی تو مانند زندگی و مرگ است. این یکی (جدایی) را تجربه کردیم و در مورد آن یکی (دوستی) نمیدانیم چطور خواهد بود.
درد هجرت راست درمان از وصال
آزمودم درد و درمان چون بود
هوش مصنوعی: من در درد جدایی و دوری از محبوب تجربه کردهام که چگونه درد عشق و درمان آن به هم وابستهاند.
در درون سیف فرغانی غمت
آتش اندر نی همی دان چون بود
هوش مصنوعی: در دل سیف فرغانی، غم تو چون آتش در نی میسوزد، پس چگونه میتواند باشد؟