برگردان به زبان ساده
چه مرد عشق تو باشند خودپرستی چند
ببین چه لایق این ذروه اند پستی چند
هوش مصنوعی: به چه تعداد افرادی که خودپسندند، عشق تو را درک میکنند. ببین که چه قدر شایسته این مقام بالای عشقاند و چه تعداد بیارزش و پست وجود دارند.
اگر پرستش یارست عشق را معنی
چگونه یار پرستند خودپرستی چند
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی را بپرستیم، معنی آن چیست که خودمان تنها به خودمان خدمت کنیم؟ پس چطور میتوان یار را دوست داشت وقتی به خودپرستی مشغولیم؟
بنقل مجلس وصلت چه لایق اند ایشان
که خمر عشق تو ما خورده ایم مستی چند
هوش مصنوعی: در مجلس عروسی شما، چه کسانی مناسب حضور هستند، در حالی که ما از شراب عشق تو سیراب شدهایم و در حال مستی به سر میبریم.
حدیث دنیی و عقبی مپرس از عشاق
که هست و نیست ندانند نیست هستی چند
هوش مصنوعی: از عشق و رفتار عاشقان نپرس که این دنیا و آخرت چه هستند، زیرا آنها نمیدانند که کدام واقعیت وجود دارد و کدام یک نیست.
مزن قفای جفا گرچه دست حکمت هست
گشاده بر سر بیچاره پای بستی چند
هوش مصنوعی: به کسی که به تو ظلم میکند، پاسخ نده و کینهورزی نکن؛ زیرا حتی اگر به او آسیب برسانی، در نهایت حکمت و تدبیر برتر از هر ظلمی است و همیشه بر سر انسانهای بیچاره بسته میشود.
مرا ولایت وصلت شود میسر اگر
ز حملهای تو بر من فتد شکستی چند
هوش مصنوعی: اگر محبت و وصل تو برای من ممکن شود، تنها کافی است که از سختیها و مشکلاتی که بر من میفرستی، چند بار آسیب ببینم.
بپای رغبت برخیزم از سر دو جهان
بود که دست دهد با توام نشستی چند
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با اشتیاق بایستم، از دو جهان چیزی برای من مهمتر و ارزشمندتر نیست که بتوانی با من بنشینی و گپ بزنیم.
بر آن امید برین نطع پای بر جایم
که شاه عشق تو ماتم کند بدستی چند
هوش مصنوعی: من انتظار دارم که بر این زمین بایستم و در عین حال، شاه عشق تو در دستهایی چند، عزاداری کند.
ببوی ماهی مقصود سیف فرغانی
در آبگیر تمنا فگند شستی چند
هوش مصنوعی: مقصود سیف فرغانی به بوی ماهی اشاره دارد و از اوضاعی صحبت میکند که در آن، در آبگیر عشق و درخواست، چندین بار شست و شویی انجام داده است.