برگردان به زبان ساده
هر دم دلم ز عشق تو افغان برآورد
وز شوق (تو) بجای نفس جان برآورد
هوش مصنوعی: هر لحظه دل من به خاطر عشق تو نالهای از عمق وجودش سر میدهد و از شوق تو، جانم به جای نفس کشیدن، به شوق تو زندگی میکند.
طفلیست روح من که بامید شیر وصل
از مهد جسم هر نفس افغان برآورد
هوش مصنوعی: روح من مانند کودکی است که با امید به شیر وصل، هر لحظه از مهد بدن خود آوایی سر میدهد.
لعل لب تو چون سر پستان خوهد گزید
این طفل شیرخواره چو دندان برآورد
هوش مصنوعی: لبهای قرمزتو مانند پستانی میخواهد، این کودک شیرخوار وقتی دندان درآورد.
شاهان حسن را رخ تو همچو کودکان
دامن سوار کرده بمیدان برآورد
هوش مصنوعی: پادشاهان زیبایی، چهره تو را مانند کودکانی که دامن خویش را بلند کردهاند، به میدان میآورند.
هردم برای طعمه جانهای عاشقان
لعلت شکر ز پسته خندان برآورد
هوش مصنوعی: هر لحظه برای جذب عشقورزان، زیبایی و شیرینی تو مانند شکر از دل پستهای خندان به نمایش درمیآید.
خورشید اگر فرو شود از آسمان چه باک
رویت چو آفتاب هزاران برآورد
هوش مصنوعی: اگر خورشید از آسمان غروب کند، نگران نباش؛ زیرا چهرهات مانند هزاران آفتاب درخشان خواهد بود.
گردون بماه خویش ز رویت خجل شود
این را چو در مقابله آن برآورد
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر زیبایی تو، از دیدن رویت شرمنده میشود، وقتی که آن را در برابر تو میبیند.
بویی ز خاک کوی تو دارد بجیب در
باد سحر که ناله ز مرغان برآورد
هوش مصنوعی: در باد صبحگاهی، بوی خاک محل تو به همراه نسیم میآید و این بوی خوش باعث میشود که آواز پرندگان به گوش برسد.
فریاد از اهل شهر برآید چو قد تو
سروی بگرد شهر خرامان برآورد
هوش مصنوعی: اهالی شهر وقتی تو با قامت چون سرو خود به آرامی در شهر راه میروی، صدا و فریادشان بلند میشود.
از وصل تو که بر همه دشوار کرد کار
دارم طمع که کار من آسان برآورد
هوش مصنوعی: من به وصال تو که برای همه سخت و دشوار است امیدوارم، زیرا خیال میکنم که با تو همه چیز برای من آسان خواهد شد.
تا دامنش بدست من افتاد سیف را
نگذاشتم که سر ز گریبان برآورد
هوش مصنوعی: زمانی که دامن او به دستم افتاد، اجازه ندادم سیف (شمشیر) از گریبان بیرون بیاید.