برگردان به زبان ساده
زهی با لعل میگونت شکر هیچ
خهی با روی پر نورت قمر هیچ
هوش مصنوعی: به چه زیبایی و لطافتی که تو با لبهای قرمز و گلیات به جهان میبخشی، که شکر و شیرینی هیچ چیزی نمیتواند با این زیبایی برابری کند و چهرهی تابناک تو نسبت به هر ماهتابی بینظیر است.
عزیزش کن بدندان گر بیفتد
ملاقاتی لبت را با شکر هیچ
هوش مصنوعی: اگر محبوبت را با دندان ببوسی و اتفاقی لبهایش را با شکری شیرین ملاقات کنی، این زیباست.
دلم را در نظر آمد دهانت
عجب چون آمد او را در نظر هیچ
هوش مصنوعی: دل من به یاد دهانت، شگفتانگیز شد، اما او را در چشم هیچ کس نمیبینم.
عرق بر عارض تو آب بر آب
حدیثم در دهانت هیچ در هیچ
هوش مصنوعی: عرق بر صورت تو مانند آب بر روی آب است. هر چه در دهان توست بیمعنی و پوچ است.
ز وصف آن دهان من در شگفتم
که مردم چون سخن گویند بر هیچ
هوش مصنوعی: من از توصیف آن دهان حیرت زدهام که مردم چگونه صحبت میکنند و به هیچ چیزی اهمیت نمیدهند.
من از عشق تو افتاده بدین حال
نمی پرسی ز حال من خبر هیچ
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو به این وضعیت دچار شدم، اما تو اصلاً از احوال من سؤال نمیکنی.
چنان بیگانه کشتستی که گویی
ندیدستی مرا بر ره گذر هیچ
هوش مصنوعی: چنان بیگانه با من برخورد کردی که انگار هیچگاه در مسیرت مرا ندیدی.
نشستم سالها بر خوان عشقت
بجز حسرت ندیدم ماحضر هیچ
هوش مصنوعی: سالها در کنار عشق تو نشستم و جز حسرت چیزی ندیدم.
دلی از سیف فرغانی ببردی
چه آوردی تو ما را از سفر هیچ
هوش مصنوعی: دل را از سیف فرغانی با خود بردی، اما تو از این سفر چه چیزی برای ما به ارمغان آوردی؟