برگردان به زبان ساده
هر دوچشمت ز فتنه نک خفته است
خفیه در زیر طاق ابرویت
هوش مصنوعی: چشمان تو به خاطر زیباییات به خواب رفتهاند و در زیر قوس ابرویت چیزهای پنهانی نهفته است.
بهر آشوبشان کند بیدار
هر زمان غمزه سخن گویت
هوش مصنوعی: هر بار که به خاطر شیطنتها و نازهایشان میخوابم، بیدار میشوم و متوجه میشوم که حرفهای تو مرا به جنجال میاندازد.
استخوانی زدر برون انداز
که چو سگ می دویم در کویت
هوش مصنوعی: استخوانی را بیرون بینداز تا من مثل سگی در کوچه تو بدوم.
بس که بر جان بنده راه زدند
حسن دلگیر و عشق دلجویت
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که به جان من آسیب زدند، باعث شدند حسن دلگیر و عشق کم رنگ شود.
هر که بیند مرا همی گوید
کز پی چیست این تک وپویت
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا میبیند میپرسد که این حال و رفتار عجیب من به چه دلیلی است.
سخت سرگشته ای، ندانم سیف
که چه چوگان رسید بر گویت
هوش مصنوعی: تو خیلی گیج و سردرگمی و نمیدانم چرا اینطور شدهای که اینچنین بر سرت میزند.
ای که رنگی ندیده از رویت
دل من جان بداد بر بویت
هوش مصنوعی: ای کسی که چهرهات رنگی نداشته و دل من به خاطر بوی تو جان سپرده است.
لاله کز رخ شه گلستان است
سر بخس درکشید از رویت
هوش مصنوعی: لالهای که از چهرهی تو به باغ گلها میخندد، سرش را از رویت برمیدارد.
از پی رنگ و بو بنفشه و مشک
خویشتن بسته اند بر مویت
هوش مصنوعی: به دنبال زیبایی و خوشبویی بنفشه و مشک، همگان بر موی تو زینت و تزیین میکنند.