برگردان به زبان ساده
حسب حال آنکه دیو آز مرا
داشت یک چند در گداز مرا
هوش مصنوعی: بر اساس وضعیت آن کسی که مدتی دیوانهوار به سر میبرد و در عذاب و رنج به سر میبرد.
گرد آفاق گشته چون پرگار
گرد گردان ز حرص دایرهوار
هوش مصنوعی: در سراسر جهان مانند یک پرگار میچرخد و به طرز دایرهوار از حرص و طمع حرکت میکند.
شاه خرسندیم جمال نمود
جمع و منع و طمع محال نمود
هوش مصنوعی: شاه با خوشحالی، زیبایی خود را نشان داد و جمع شدن و آرزوهای بیجا را غیرممکن ساخت.
شدم اندر طلاب مال ملول
از جهان و جهانیان معزول
هوش مصنوعی: من از دنیا و مردم آن خسته و دلزده شدهام و به دنبال پول و ثروت نیستم.
بود طبعم ز نظم و نثر نفور
چون ز اسکندر مظفّر فور
هوش مصنوعی: طبع من از نظم و نثر بیزار است، مانند اینکه از اسکندر پیروزی سریع بگریزم.
تا در این حضرتم خرد تلقین
کرد این نامهٔ بدیع آیین
هوش مصنوعی: در این مکان، علم و خرد به من آموزش دادند که این نوشتهٔ شگفتانگیز چه اصولی دارد.
یادگاری طرازم از پی شاه
جان فزای از معانی دلخواه
هوش مصنوعی: یادگاری از خودم را به یاد شاهی بزرگ و جانافزا به یادگار گذاشتهام که پر از معانی زیبا و دلپذیر است.
روش روز را بُوَد وادی
مهتدی را ازو بُوَد هادی
هوش مصنوعی: روش روز، راه را به این وادی نشان میدهد و این مسیر، فرد را به هدایت میرساند.
عقلا را بُوَد نکو دستور
نخورد زان سپس شراب غرور
هوش مصنوعی: عقلای سالم باید از نوشیدن شراب خودبزرگبینی و غرور دست بردارند، زیرا این کار باعث میشود آنها به بیراهه بروند.
رستگاری وی درین باشد
یادگار خرد چنین باشد
هوش مصنوعی: نجات او در این است که یادگار خرد را در نظر داشته باشد.
هرزه ناوردهام من این تصنیف
جان و دل کردهام در این تألیف
هوش مصنوعی: من این تصنیف را با جان و دل ساختهام و به راحتی به وجود نیامده است.
ریسمان کردهام تن و جان را
تا به سوزن بکندهام کان را
هوش مصنوعی: من بدن و روح خود را به هم پیوند دادهام تا بتوانم به حقیقتی عمیق دست یابم.
گرچه هرگز نبود وقت سخن
در غریبی غریب شعر چو من
هوش مصنوعی: هرچند که در زمان غریبی و تنهایی، وقت صحبت کردن نیست، اما شعر من همچون من، غریب و خاص است.
گرچه مولد مرا ز غزنین است
نظم شعرم چو نقش ما چین است
هوش مصنوعی: با اینکه محل تولد من غزنین است، اما شعر من مانند طرح و نقش در چین زیبا و خاص است.
خاک غزنین چو من نزاد حکیم
آتشی باد خوار و آب ندیم
هوش مصنوعی: خاک غزنین، جایی که من از آن آمدهام، به اندازه من حکیم و خردمند ندارد. ای کاش آتش و باد در آنجا وجود نداشت و آب نیز به خوبی جریان نمییافت.
بهر حکمت برغم انجمنی
مر ترا کی گریزد از چو منی
هوش مصنوعی: برای حکمت و دانایی، حتی اگر با جمعی از مردم درگیر باشی، تو چرا از من فرار میکنی؟
لیکن از روی حکمت لقمان
رقم لقمه ماند بر انبان
هوش مصنوعی: ولی به خاطر خرد و دانایی لقمان، لقمهای که او برداشت روی انبان باقی ماند.
از تو پرسم حکیموار جواب
بازده بر طریق صدق و صواب
هوش مصنوعی: میخواهم از تو سوالی بپرسم و خواهش میکنم که با خرد و درستگویی به من پاسخ بدهی.
در همه عالم از دو قاف زمین
تا به کاف سماک و تا پروین
هوش مصنوعی: در تمام جهان، از زمین تا کهکشانها و ستارههای دوردست، هر چیزی وجود دارد.
از پی شعر کو سخن دانی
بهر سیمرغ کو سلیمانی
هوش مصنوعی: برای رسیدن به شعر و کلام عمیق، باید مانند سلیمان به دنبال سیمرغ، که نماد کمال و زیبایی است، باشی.
همه مرغی ز شاخ بسراید
لیک طوطی شکر همی خاید
هوش مصنوعی: همه پرندگان آواز میخوانند، اما طوطی فقط از شکر و شیرینی صحبت میکند.