برگردان به زبان ساده
شاه شاهان یمینِ دین محمود
که جهان را به عدل بُد مقصود
هوش مصنوعی: شاه بزرگ و فرمانروای دین، محمود، که هدفش از حکومت در جهان برقراری عدالت بود.
شاه غازی یمین دین خدای
که بُد او در زمانه بار خدای
هوش مصنوعی: پادشاهی که دفاعگر دین خدا بود و در زمان خود، بار سنگینی را بر دوش داشت.
یافته دین احمد تازی
سرفرازی بدان شه غازی
هوش مصنوعی: دین پیامبر احمد، که از عربهاست، به انسان افتخار و سربلندی میبخشد و باید بدان شاه غازی (پادشاهی که در جنگ میجنگد) پایبند باشد.
روزی اندر دلش فتاد هوس
که سوی رومیان فرستد کس
هوش مصنوعی: روزی او در دلش تصوری به وجود آمد که کسی را به سمت رومیان فرستد.
ملک روم را کند آگاه
که منم بر زمانه شاهنشاه
هوش مصنوعی: به پادشاه روم خبر بده که من هم زمانهای از شاهان هستم.
گفت بر درگهم کدام کس است
کهمر این کار را به علم بس است
هوش مصنوعی: کسی که در دروازه من ایستاده، کیست که به خاطر علم، صلاحیت این کار را دارد؟
اختیار اوفتادش از فضلا
خواجه بوبکر سیّدالندما
هوش مصنوعی: او به دست فضلا، و به ویژه خواجه بوبکر سیّد الندما، اختیارش به کناری گذاشته شد.
آن به هر علم حیدر ثانی
آنکه خوانی ورا قهستانی
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به شخصی دارد که ویژگیها و علمهای خاصی دارد و به نوعی او را با حیدر (علی) مقایسه میکند. این فرد به زبدگی و برتری خود در علوم و فرهیختگی معروف است و قوم و دیار او (قهمستان) هم به او افتخار میکند. به عبارت دیگر، این شخص نماد دانش و عظمت در میان مردمش است.
کرد حاضر ورا و حال بگفت
راز خود زان نکو سیر ننهفت
هوش مصنوعی: او خود را به حضور او رساند و در حالی که راز خود را گفت، از آن نیکو و خوشایند پنهان نکرد.
گفت خواهم که سوی روم شوی
برِ آن خیره رای شوم شوی
هوش مصنوعی: گفت میخواهم که به سمت روم بروی تا به آن شخص نادانی که در فکر است، فکر کنی.
بگزاری ز من یکی پیغام
برسانی به شرط خویش سلام
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، پیغامی از من به او برسان و این را هم اضافه کن که برای خودت سلامی فرستادم.
پس بگویی که حمل ما بفرست
زر و دیبا و دُر بدین فهرست
هوش مصنوعی: پس تو بگویی که بار و محمولهمان را با طلا، پارچههای نفیس و مروارید به این فهرست بفرست.
ورنه جنگ ترا بسیچم زود
از تو و ملک تو برآرم دود
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی با من درگیر شوی، زودتر از تو و کشورت انتقام میگیرم.
گفت بوبکر بنده فرمانم
باد برخی جان تو جانم
هوش مصنوعی: بوبکر گفت: "بنده فرمان تو هستم، جان تو برای من مانند جان خودم ارزشمند است."
گفتنی گفته شد بدو یکسر
همه پیغامها ز خیر و ز شر
هوش مصنوعی: همه سخنان لازم درباره خوب و بد به او منتقل شده است.
کس فرستاد پس شبی سلطان
که برو خواجه را برِ من خوان
هوش مصنوعی: شخصی نزد سلطان میفرستد تا خواجه را به نزد او بخواند.
کرد حاضر ورا و پیش نشاند
سخن از هر نمط برش میراند
هوش مصنوعی: او را حاضر کرد و در پیش خود نشاند، و از هر نوع سخنی برایش بیان کرد.
پس بگفتش که گر در آن محفل
رومیان آورند با تو جدل
هوش مصنوعی: او گفت اگر در آن مجلس رومیان با تو بحث و جدل کنند.
گوید ای مرد تا کی این هذیان
شرم ناید ترا ز شاه جهان
هوش مصنوعی: میگوید: ای مرد، تا کی به این حرفهای بیمعنی ادامه میدهی؟ آیا از خجالت در برابر پادشاه جهان شرم نمیکشی؟
در چنین بارگاه وین دیهیم
ظالمی را همی نهی تعظیم
هوش مصنوعی: در این مکان با شکوه، حتی باید به تاج یک ظالم احترام گذاشت.
بنده زادی خود آن محل دارد
که ز وی شاه ما خلل دارد
هوش مصنوعی: بندهای که متعلق به آن منطقه است، میتواند برساند که از آنجا شاه ما دچار مشکل و نقصان است.
ظالمی خیره رای هر جایی
چون ورا پیش شاه بستایی
هوش مصنوعی: ظالمی که بدون تفکر و اندیشه در هر مکانی ظاهر میشود، در برابر شاه به خود میبالد و خود را مهم میداند.
پیش این تخت با بزرگی جفت
سخن ظالمان نباید گفت
هوش مصنوعی: در برابر قدرت و عظمت این تخت، نباید با ظالمان سخن گفت.
تو چه گویی جواب این گفتار
از سرِ لطف نز سرِ پیکار
هوش مصنوعی: تو چه جوابی برای این سخن داری که از روی محبت بیان شده و نه از روی درگیری یا دشمنی؟
خواجه بوبکر گفت سلطان را
کای به حق سایه گشته یزدان را
هوش مصنوعی: خواجه بوبکر میگوید: ای سلطان، تو به حقیقت سایهای از خدای یزدان هستی.
این سخن گر بُدی ز خصم بیآب
دادمی گفته را به شرط جواب
هوش مصنوعی: اگر این سخن از دشمن میبود و آبی در آن نبود، باز هم آن را به شرطی میگویم که پاسخی از تو بیابم.
لیکن اکنون سخن تو آرایی
هم تو این را جواب فرمایی
هوش مصنوعی: اما حالا تو هم باید سخن را به زیبایی بیارایی و به این موضوع پاسخ دهی.
گفت سلطان که گر رود این حال
تو بده مر ورا جواب سؤال
هوش مصنوعی: سلطان گفت: اگر تو به این وضعیت ادامه دهی، به آن شخص پاسخ بده.
که چنین است و حق به دست شماست
لیکن این از جواب گردد راست
هوش مصنوعی: این واقعیت وجود دارد و حق با شماست، اما پاسخ به این موضوع به طور صحیح شکل خواهد گرفت.
بنده زاده است و ظالمست بلی
نیست با تو مرا بدین جدلی
هوش مصنوعی: بنده فرزند کسی است و ظالم هم هست، اما با تو در این بحث و جدل هیچ ارتباطی ندارم.
لیکن اندر ممالک این مرد
ظلم جز وی کسی نیارد کرد
هوش مصنوعی: اما در این سرزمین، هیچکس به غیر از این مرد نمیتواند ظلمی کند.
کس ندارد به ملک او زَهره
که فزونتر خورد وی از بهره
هوش مصنوعی: هیچکس جرات ندارد از دارایی او بیش از حق خود بهرهبرداری کند.
جز ازو ظلم کایناً من کان
نرود هیچ آشکار و نهان
هوش مصنوعی: به جز ظلمی که از اوست، هیچ چیزی نه به طور آشکار و نه به طور پنهان وجود ندارد.
ز اتفاق این سخن برفت به روم
خواجه گفت این سخن بُوَد معلوم
هوش مصنوعی: به خاطر یک واقعه، این حرف به روم منتقل شد و خواجه گفت که این حرف مشخص است.
هم بر آن سان جواب ایشان داد
صد در از رنج بر ملک بگشاد
هوش مصنوعی: او با همان شیوهای که به سوالات آنها پاسخ داد، دروازههای زیادی از درد و رنج را برای کشور باز کرد.
چون سخن جملگی مکرّر گشت
رومیان را بیان مقرّر گشت
هوش مصنوعی: وقتی سخن همه یکسان و تکراری شد، صحبت کردن رومیان به شکل مشخص و معینی درآمد.
چون شنید این سخن عظیمالرّوم
کرد دستور خویش را معلوم
هوش مصنوعی: هنگامی که عظیمالروم این سخن را شنید، دستور خود را مشخص کرد.
کین سخن باز هم از آن نمطست
نه چو دیگر سخن حدیث بطست
هوش مصنوعی: این گفتار باز هم از همان الگو و شیوه است و نه مانند دیگر گفتارها که حکایتی بیاساس دارند.
شد خجل زان جواب و گشت خموش
گشت در گوش او چو حلقهٔ گوش
هوش مصنوعی: او از آن جواب شرمنده شد و ساکت ماند، مانند حلقهای که در گوشش قرار دارد.
شاه باید که وقت خلوت و بار
در همه کارها بود بیدار
هوش مصنوعی: سلطان باید در زمان تنهایی و در موقعیتهای مهم، همواره هوشیار و آگاه باشد.