برگردان به زبان ساده
آن شنیدی که در دهی پیری
خورد ناگه ز شحنهای تیری
هوش مصنوعی: شنیدی که در یک ده پیرمردی ناگهان مورد اصابت تیر شحنهای قرار گرفت؟
رفت در پیش قاضی آن درویش
گفت بنگر مرا چه آمد پیش
هوش مصنوعی: آن درویش به قاضی گفت: به من نگاه کن و ببین چه بر سرم آمده است.
شحنه سرمست بود در میدان
تیری افکند و زد مرا بر جان
هوش مصنوعی: در میدان، سوار شادابی به یکباره تیر انداخت و مرا به شدت جراحت زد.
قاضی او را بگفت از سرِ خشم
قلتبانا نگه نداری چشم
هوش مصنوعی: قاضی به او گفت: از روی خشم و غضب، او را به حال خود نگذار و به او بیتوجهی نکن.
تیر شحنه به خون بیالودی
تا مرا درد سر بیفزودی
هوش مصنوعی: تیر شحنه به خون کسی نرسید و به همین خاطر دردی برای من بیشتر شد.
جفت گاوت به شحنهٔ ده ده
وز چنین دردسر به نفس بجه
هوش مصنوعی: اگر مواظب و نگهبان خوبی برای گوسفندانت نباشی، ممکن است به زودی با مشکلات زیادی روبرو شوی.
تا دل شحنه بر تو گردد خوش
ورنه اندر زند به جانت آتش
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل نگهبان بر تو خوشحال شود، اگر نه، آتش سوزان در جانت خواهد بود.
گفت گشتم به حکم تو راضی
چون بُوَد خشم شحنه و قاضی
هوش مصنوعی: گفت: به خواسته تو راضی شدهام، زیرا خشم و نارضایتی نگهبان و قاضی چه فایدهای دارد؟
ای ملک سیرت ملک سیما
ملک دنیا به تست درد و دوا
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبا و با سیرت، تمام زیباییها و خوشیهای دنیا در دستان توست و تو راه درمان و آرامش را نیز میشناسی.
زین چنین قاضیان هرزه درای
خلق را گوش کن ز بهر خدا
هوش مصنوعی: به خاطر خدا، به این داوران بیاعتبار توجه نکن و به شنیدههای مردم دقت کن.