برگردان به زبان ساده
مردم از زیرکان دژم نشود
مهر کز عقل بود کم نشود
هوش مصنوعی: مردم از افراد زودرنج و بدخلق دوری میکنند زیرا محبت و دوستی آنها بر اساس عقل نیست و اگر عقل کم باشد، ارتباطات نیز آسیب میبیند.
مهر جاهل چو مُهره گردانست
مِهر کز عقل بود مهر آنست
هوش مصنوعی: محبت و دوستی که از روی نادانی باشد، همچون مهرهای است که به دور خود میچرخد؛ ولی محبت و دوستی که از دانش و خرد سرچشمه بگیرد، ارزش واقعی و پایدار دارد.
با هوا مهر کین چه در خوردست
که هوا گاه گرم و گه سردست
هوش مصنوعی: دوست داشتن کسی که همیشه ناپایدار و متغیر است، چه فایدهای دارد؟ چون هوا همواره تغییر میکند و گاهی گرم و گاهی سرد است.
زانکه گردان و بیوفا باشد
چون هوا مهر کز هوا باشد
هوش مصنوعی: چون روزگار و دوستان ناپایدارند، به محبتهایی بسنده نکن که مانند هوای دگرگون هستند.
با هوا خود به نیک و بد میامیز
چون بیامیختی سبک بگریز
هوش مصنوعی: با روح و ذهنت به خوبیها و بدیها توجه کن، همانطور که پیش از این نیز این کار را کردی، پس از سبکی و بیخیالی فرار کن.
باز وقت وفا ز نیک و ز بد
نه خرد گردد و نه مهر خرد
هوش مصنوعی: زمانی که وفا به پایان میرسد، نه خرد و اندیشه درستی باقی میماند و نه محبت و دوستی.
هست با عشق حیلتی دیگر
صحبت عشق علتی دیگر
هوش مصنوعی: عشق دارای راز و رمزهای خاصی است و هر چه دربارهاش صحبت کنیم، باز هم جنبههای دیگری از آن وجود دارد که قابل درک نیست.
دوزخ آنجا که پرده بردارد
متقی دوست را بنگذارد
هوش مصنوعی: جایی که پردهها کنار میرود و حقیقت آشکار میشود، در آنجا گناهکاران نمیتوانند حتی دوستان پرهیزگار خود را نجات دهند.
داند آن جان که نقش عینی نیست
کالاخِلاء چو لَیتَ بَینی نیست
هوش مصنوعی: آنجا که وجود خارجی ندارد، تنها آن روح است که به این حقیقت آگاه است، همانطور که در خلاء، هیچ چیزی وجود ندارد و فاصلهای میان آن و چیزهای دیگر نیست.
بغض کز سنّتی بُوَد دینست
مهر کز علتی بُوَد کینست
هوش مصنوعی: غصهای که به خاطر سن و سال من است، از عشق ناشی میشود؛ و محبت که به خاطر یک علت خاص به وجود آمده، در واقع ریشه در کینهداری دارد.
تو و من کرد آدمی را دو
بی من و تو تو من بوی من تو
هوش مصنوعی: تو و من باعث شدیم که انسان به وجود بیاید، بی من و تو نیز نمیتوانیم وجود داشته باشیم. پس تو، من و بوی من تو در هم تنیدهاند.
تو تویی من منم سرِ رنگست
تو چنان من چنین سرِ جنگست
هوش مصنوعی: تو خودت هستی و من هم خودم هستم. ماهیت تو متفاوت از من است، اما هر کدام از ما در جایگاه خودمان، درگیر و نمایان کنندهی جنگهای متفاوتی هستیم.
با خودی هر دو دیووش باشیم
بی من و تو من و تو خوش باشیم
هوش مصنوعی: با هم و در کنار یکدیگر، بدون تفکیک من و تو، خوش بگذرانیم و از بودن یکدیگر لذت ببریم.
خوش بویم اندرین کهن گلشن
چون ز تو تو برفت و ز من من
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، عطری از وجود من باقی مانده است. وقتی تو از کنار من رفتی، دیگر من هم دیگر من نیستم.
تو و من گمرهیست زو پرهیز
در من و تو به ابلهی ماویز
هوش مصنوعی: تو و من هر دو در گمراهی هستیم و باید از این وضعیت پرهیز کنیم؛ ما در نادانی خود مانند میوهٔ بیمغز هستیم.
تا تو خود را بوی نباشی دوست
دانکه در وضع دوست زشت و نکوست
هوش مصنوعی: تا وقتی که خودت را نشناسی و بویی از محبت و دوستی نبری، نمیتوانی به درستی درک کنی که دوستی چه احساسی دارد و چه ویژگیهایی خوب و بدی در آن وجود دارد.
دشمن از دوست وقت آز و نیاز
جز به سود و زیان ندانی باز
هوش مصنوعی: زمانی که به مشکلی برمیخوریم، دشمنان در زمان نیاز و آزمایش، تنها بر اساس سود و زیانی که برایشان به همراه دارد، رفتار میکنند و از دوستان واقعی چیزی نمیدانند.
دوستان را به گاه سود و زیان
بتوان دید و آزمود توان
هوش مصنوعی: دوستان واقعی را در زمانهای خوب و بد میتوان شناخت و آزمایش کرد.