برگردان به زبان ساده
شوی خود را زنی بدید دژم
تنگ دل شد به شوی گفت این غم
هوش مصنوعی: زن ناامید و اندوهگین، همسرش را میبیند و از دل تنگیاش به او میگوید که این غم و اندوه چقدر دردناک است.
گر برای منست بادی شاد
ور برای دل است پیشت باد
هوش مصنوعی: اگر باد برای من خوشایند است، خوشحالم و اگر برای دل توست، پس برای تو نیز خوشحال کننده است.
از پی نان مریز آب از روی
بوحبیشی ز بوغیاث مجوی
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن نان، آب را از روی بوحبیشی نریز و به دنبال بوغیاث نرو.
آبروی از برای نان برود
طمع نان بود که جان برود
هوش مصنوعی: اگر انسان بخواهد به خاطر نان و مال، آبرو و حیثیت خود را از دست بدهد، در واقع این طمع و وابستگی به نان است که او را به خطر میاندازد و ممکن است جانش نیز در این راه برود.
چون نه نیکی نه قابل نیکی
تو و کاکا و کوکو و کی کی
هوش مصنوعی: هیچ خوبی و صفاتی در شایستگیِ نیکو بودن تو و دیگران وجود ندارد.
زهد عیسی و حرص قارون بین
گفته در شأن آن و در حق این
هوش مصنوعی: به زهد و پارسایی عیسی و طمع و زراندوزی قارون توجه کن؛ سخنانی که درباره مقام و شخصیت هر یک از آنها گفته شده را مقایسه کن.
و رفعنا به نردبان نیاز
فخسفنا ز سر نشیبی آز
هوش مصنوعی: ما با او به بالاترین درجات رسیدیم و از نقطهی پایینتر، به سوی اوج نیاز و خواستههایمان گام برداشتیم.
آن به زهد آسمان گرفته به ناز
وین شده خاک خورده از پی آز
هوش مصنوعی: آن یکی با عبادت و خضوع آسمان را بالا گرفته و دیگری که خاکی و پست شده، به دنبال خواستهها و آزهای دنیایی است.
عقل و جان گفته از پی زر و سیم
انّ ربّی بکیدهّن علیم
هوش مصنوعی: عقل و جان در پی طلا و نقره هستند، در حالی که من میدانم پروردگارم به همه چیز واقف است.
آفت آدمی ز دنیی دان
راحت جان و تن ز عقبی دان
هوش مصنوعی: آسیبهای انسان از نگاه به دنیا و راحتی جسم و روح او ناشی میشود، پس بهتر است که به آخرت و زندگی بعد از مرگ فکر کند.
مرد خرسند میر کوی بود
که طمع زنگ آب روی بود
هوش مصنوعی: مرد خوشحال و راضی، کسی است که در کوی و برزنی میگردد که دلش به خواستهها و آرزوهای خود خوش است.
در نگر بیمزاج و خاطر دون
زین دو معنی به عیسی و قارون
هوش مصنوعی: نگاه کن به کسانی که بدون اخلاق و از نظر روحی در سطح پایینی هستند. این دو نمونه را میتوان به عیسی و قارون نسبت داد.
قصّهٔ یوسف ار ندانی تو
چون ز قرآن همی نخوانی تو
هوش مصنوعی: اگر داستان یوسف را نمیدانی، به خاطر این است که از قرآن نمیخوانی.
چون ز زن بود آفت و المش
راند قرآن به کام او قلمش
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی زن به عنوان مسبب مشکل و آفت مطرح میشود، قرآن حق را، که به زبان او بیان شده، رد میکند. به نوعی، اشاره به این دارد که برخی افراد میتوانند نصوص دینی را بسته به شرایط و برداشتهای خود تفسیر کنند و از آن بهرهبرداری کنند.
مرد دنیی کرامتی نبود
قیمتی جز قیامتی نبود
هوش مصنوعی: هیچ انسانی در این دنیا به ارزش و کرامت واقعی نرسیده است و ارزش او تنها در روز قیامت مشخص خواهد شد.
گر ترا خشم و آز بگذارد
بر زمین موری از تو نازارد
هوش مصنوعی: اگر خشم و حسادت تو کنار برود، حتی یک مورچه هم از تو آسیبی نخواهد دید.
ار چنانی مبارکت باد آن
ورنه این کن وزو جهان بستان
هوش مصنوعی: اگر تو چنین هستی، خوشا به حال تو! و اگر نیستی، پس این کار را بکن و از دنیا بهرهمند شو.
ورنه از حرص گندمی پی خورد
گرد خود همچو آسیا میگرد
هوش مصنوعی: اگر انسان به خاطر حرص و طمع خود به دنبال چیزهایی باشد که برایش سودی ندارد، مانند گندم، در نهایت خود را در گرداب مشکلات و دشواریها خواهد دید و مانند آسیاب که دور خودش میچرخد، در شرایط نامساعد و بیثمر میچرخد.
حرص را بر نه از قناعت بند
وانگه از دور او گری و تو خند
هوش مصنوعی: اگر به دنبال قناعت باشی و حرص را کنار بگذاری، از دور میتوانی به آن نگاه کنی و در عوض، خوشحال باشی.
باب نسیان تمام گشت سخن
سخن آرم ز دوست و ز دشمن
هوش مصنوعی: این بیت به معنی این است که باب فراموشی بسته شده و من حالا میتوانم فقط دربارهی دوستان و دشمنانم صحبت کنم. یعنی در صحبتها و افکارم دیگر جایی برای فراموشی و نادیده گرفتن وجود ندارد و باید به واقعیت روابط با دیگران بپردازم.