برگردان به زبان ساده
ای به عین حقیقت اندر عین
باز کرده ز بهر دیدن عین
هوش مصنوعی: ای که در حقیقت وجود داری و به خاطر دیدن حقیقت، چشمانت را گشودهای.
پیش عین تو عین دوست عیان
تو رسیده به عین و گویی این
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی در کنار تو هستم، مثل این است که دوستم در مقابل چشمانم حاضر شده است و احساس میکنم که او به وضوح در دسترس است.
چون تو آید ز عین تو همه تو
ایستاده چو سد ذوالقرنین
هوش مصنوعی: وقتی تو در میآیی، همه چیز درمانده و بیاختیار میشود، مانند سدی که در مقابل آب جریان دارد.
تا تو گویی تو آن نه تو تو تویی
آن تو از تو دروغ باشد و مین
هوش مصنوعی: این اشاره به این دارد که اگر کسی بخواهد خود را تعریف کند یا به طور دقیق به هویت خود بپردازد، ممکن است با خودگویی و تکرار مواجه شود. در این حالت، آنچه که میگوید ممکن است از حقیقت دور باشد و تنها یک تصویر غیرواقعی از خود ارائه دهد. به عبارت دیگر، خود را در قالب واژهها محصور کرده و دروغینی درباره وجودش بسازد.
کی مسلم بود ترا توحید
چون که اثبات می کنی اثنین
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی به یگانگی خداوند ایمان داشته باشی، زمانی که برای اثبات آن دوگانگی را مطرح میکنی؟
بیش تو زان میان به باطل و حق
چند گویی تفاوت ما بین
هوش مصنوعی: بین حق و باطل چه تفاوتی وجود دارد که تو بخواهی مدام دربارهاش صحبت کنی؟
در یکی حال مستحیل بود
اجتماع وجود مختلفین
هوش مصنوعی: در یک حال، وجودهای مختلف در هم آمیخته و تبدیل به یک چیز واحد شده بودند.
اول از پیش خویش نه قدمی
تا جدا گردد اصل مال از دین
هوش مصنوعی: ابتدا از خودت شروع کن و قدمی بردار تا مال واقعی از دین جدا شود.
نظر از غیر منقطع کن زانک
شاهد غیر در دل آور عین
هوش مصنوعی: به دیگران نظر نکن و توجهت را فقط به من معطوف کن، زیرا وجود شاهدی غیر از من، در قلب تو اثر میگذارد.
چند گویی ز حال غیر که قال
قال بیحال عار باشد و شین
هوش مصنوعی: چند بار درباره حال دیگران صحبت میکنی؟ گفتن درباره وضع آنها در حالی که خودت بیحال هستی، ناپسند و زشت است.
چون سنایی ز خود نه منقطعی
که حکایت کنی ز حال حسین
هوش مصنوعی: مانند سنایی، تو از خودت جدا نیستی که داستان حسین را روایت کنی.