برگردان به زبان ساده
آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
و آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم
هوش مصنوعی: من زیبایی و روح آن معشوقه را بر عقل و فهم خود تاباندم و آن نوشیدنی که به من دادی را به یاد تو نوشیدم.
یاقوت نفس کشتم زان گوهر شریفت
کازاد کرد چون عقل از چرخ لاژوردم
هوش مصنوعی: من از زیبایی و لطافت وجود تو مانند یک یاقوت جان میکشم، زیرا تو همان گوهری هستی که عقل و اندیشه را چون آسمان آبی به حرکت درمیآورد.
گردم به باد ساری گردی همی ولیکن
باران تو بیامد بنشاند جمله گردم
هوش مصنوعی: من همیشه در حال چرخش و حرکت هستم، اما باران تو آمد و همه گرد و غبار مرا آرام کرد.
گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود این
بگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم
هوش مصنوعی: تو گفتی که جواب میدهم، در حالی که شرط بزرگواری نبود. این سخن را کنار گذاشتی و به مانند فردا، زیر پای خودم قرار دادی.
گر قطعه خوش نیامد معذور دار زیرا
هم تو عجول مردی هم من ملول مردم
هوش مصنوعی: اگر این قطعه خوب از آب درآمده نباشد، مرا ببخش؛ زیرا تو هم آدمی عجول هستی و من هم شخصی دلگیر.
من توبه کرده بودم زین هرزهها ولیکن
چون حکم تو بدیدم زین توبه توبه کردم
هوش مصنوعی: من از این کارهای بیهوده توبه کرده بودم، اما وقتی فرمان تو را دیدم، دوباره از توبهام برگشتم.