برگردان به زبان ساده
ای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم
صدر چرخ ثانی از فضل تو پندارم قصب
هوش مصنوعی: ای کسی که وقتی قلم را به دست میگیری، مانند زمانی است که نظم و زیبایی در دایره آسمان را تدبیر میکنی، از فضل و هنرت، برایم دنیا به شکل زیبایی نمایان میشود.
کوکب معنی تو در سیر آوری بر چرخ طبع
وانگه از نوک قصب روز اندر آمیزی به شب
هوش مصنوعی: ستاره وجود تو در گردش و سفر بر مدار طبیعت میچرخد و سپس از نوک نی روز را با شب درهم میآمیزی.
در یکی بیتت معانی روشنی دارد چنانک
صد هزاران آفتاب روشن اندر یک ذنب
هوش مصنوعی: در این بیت، گفته شده که در یک شعر، معانی بسیاری وجود دارد که به روشنی همچون صد هزار آفتاب میدرخشند و میتواند به عمق و زیبایی آن شعر اشاره کند. این تعبیر نشاندهندهی غنای ادبی و عاطفی اثر است.
شعر تو ناگفته مانند عروس پردگیست
تن نهان در پرده و رخسار در زیر قصب
هوش مصنوعی: شعر تو بیان نشده و درونی است، مانند عروسی که در پس پرده پنهان است و فقط صورتش از زیر پارچه قابل دیدن است.
خاطر و وهم تو چون از پرده بیرون خواندش
خازن رایت ز گنج معرفت آرد سلب
هوش مصنوعی: وقتی خیال و یاد تو از پرده پنهانی بیرون بیاید، نگهبان خزانه معرفت آن را از تو میگیرد و سلب میکند.
چون به تخت حکمتت بر، جلوه کردی صورتش
دیده داران خرد را لعبتی باشد عجب
هوش مصنوعی: زمانی که تو بر تخت حکمت نشستهای و زیباییات را به نمایش میگذاری، در نظر بینندگان عقل، این زیبایی چیزی شگفتانگیز و بازیگوشانه به نظر میرسد.
شاید ار سلطان همی خواند نظامی مر ترا
چون منظم کردهای هر پنج حس را از ادب
هوش مصنوعی: شاید اگر سلطان هم به تو توجه کند، مانند من که با ادب تمامی حواس پنجگانهات را منظم کردهای، به تو احترام بگذارد.
آنکه در هر فن ز دانش ره برد با طبع شعر
جای انصافست اگر باشد نظام او را لقب
هوش مصنوعی: شخصی که در هر موضوعی دانش و مهارت دارد، اگر نظم و ترتیب در کارش باشد، شایستهی مدح و لقب است.
قاصد حلم تو از روحانیان دارد نژاد
تا برید حلمت از یونانیان دارد نسب
هوش مصنوعی: قاصد صبر و بردباری تو از کسانی است که از اولیا و روحانیان به شمار میآیند، زیرا که صبر تو از نظر و نژاد به یونانیان برمیگردد.
مدح پاک تو سبب شد مر سنایی را چنانک
مر روان پاک را شد علت اولا سبب
هوش مصنوعی: مدح و ستایش از پاکی تو باعث شد سنایی اینگونه شود که روان پاک او به دنبال علت اصلی و نخستین باشد.
مهترا کهتر که باشد چون تو آیی در خطاب
زان زبان در فروش و خاطر گوهر طلب
هوش مصنوعی: ای مه، چه کسی میتواند به تو نزدیک شود زمانی که تو با زبان شیرین خود میگویی و دلها را به جستجوی گوهرهای گرانبها ترغیب میکنی؟
پیشت آوردن سخن ترک ادب کردن بود
زشت باشد تازی بغداد بردن در عرب
هوش مصنوعی: اگر به کسی نزدیکتر از حد معمول صحبت کنیم یا کاری کنیم که نشاندهندهی بیادبی باشد، این کار ناپسند است. مانند این است که در میان عربها به شکل زشت و نامناسبی به تازیزبانها اشاره کنیم یا از آنها نقل قول کنیم.
پردهدار عیب کار چاکرت کن خلق خوش
چون دهان را پردهدار عیب دندانست و لب
هوش مصنوعی: دربارهی عیوب و اشتباهات من، لطفاً منصفانه قضاوت کن و به اخلاق نیکو توجه کن. همانطور که پردهای دهان را میپوشاند و عیوب دندان را پنهان میکند، میخواهم که در قضاوت خود ظاهرسازی و حسن نیت را در نظر بگیری.
تا بود عقل از ره دانشپرستان اصل غم
تا بود جان از پی بیدانشان اصل طرب
هوش مصنوعی: تا وقتی که عقل وجود دارد، دانشپرستان از غم و اندوه بینصیب نیستند و تا زمانی که جان در پی افراد بیدانش باشد، شادی و نشاط نیز وجود خواهد داشت.
شخص تو باد از طرب چون تندرستان از غذا
روی بدخواهت ز غم چون روی بیماران ز تب
هوش مصنوعی: شخصیت تو مانند دلی شاداب است که از خوشی مانند تندرستها از غذا بهره میبرد. در مقابل، چهرهات چون چهره بیماران است که از شدت غم دچار تب و بیماری شدهاند.