برگردان به زبان ساده
تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
داغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهاد
هوش مصنوعی: وقتی معشوق من از جمع خارج شد و به محمل رفت، همه عاشقان را به شدت حسرتزده کرد و داغی در دلشان گذاشت.
دلبران بی دل شدند زان گه که او بربست بار
عاشقان دادند جان چون پای در محمل نهاد
هوش مصنوعی: دلبرانی که محبوبان بودند، به سبب از دست دادن آن عشق، بیدل و دلسرد شدند. وقتی که او بار عشق را بر دوش گرفت و جان عاشقان را فدای آن کرد، حسرت به دلشان افتاد و دست به سوی محمل عشق دراز کردند.
روز من چون تیره زلفش گشت از هجران او
چون بدیدم کآن غلامش رخت بر بازل نهاد
هوش مصنوعی: روز من به خاطر جداییاش مانند تاریکی و تیرهگی زلف او شد. وقتی دیدم که آن جوان، بار و بندیلش را برای رفتن آماده کرده است، احساس ناامیدی و غمگینی بیشتری به من دست داد.
زان جمال همچو ماهش هر چه بود از تیرهشب
شد هزیمت چون نگارم رخ سوی منزل نهاد
هوش مصنوعی: از زیبایی او که مانند ماه میدرخشد، هر چه در دل شب بود، به دور راند و باعث شد که وقتی محبوب من صورتش را به سوی خانه میچرخاند، تمام تاریکی و ناشناسی از بین برود.
زآب چشمِ عاشقان آن راه شد پر آب و گل
تا به منزل نارمید او گام خود در گل نهاد
هوش مصنوعی: از اشکهای عاشقان، آن مسیر پر از آب و گل شد تا به خانه نارمید رسید و او پایش را در گل گذاشت.
راه او پر گل همی شد کز فراق خود همی
در دو دیده عالمی از عشق خود پلپل نهاد
هوش مصنوعی: راه او مملو از گلها میشد، چون از دوری او، در دو چشم من جهانی از عشقش به وجود آمده است.
چاکر از غم دل ز مهرت برگرفت از بهر آنک
با اصیل الملک خواجه اسعد مقبل نهاد
هوش مصنوعی: بندۀ غمگین از عشق تو دست کشید، زیرا با شخصیت برجستۀ خواجه اسعد روبهرو شد.