برگردان به زبان ساده
شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
چون خرامان ز خرابات برون آمد مست
هوش مصنوعی: آن بت زُنّارپرست که شور و هیجان را در شهر پراکنده کرد، وقتی مست و شاداب از خرابات بیرون آمد، با خوشی و ناز راه میرفت.
پردهٔ راز دریده، قدحِ می در کف
شربت کفر چشیده، عَلَم کفر به دست
هوش مصنوعی: پردهٔ راز کنار رفته و کسی که جام می در دست دارد، طعم ناشناختگی و بیایمانی را چشیده و پرچم بیدینی را به دست گرفته است.
شده بیرون ز در نیستی از هستی خویش
نیست حاصل شود آن را که برون شد از هست
هوش مصنوعی: انسانی که از چارچوب وجود و واقعیتهای دنیوی خود خارج شده باشد، نمیتواند به چیز ارزشمندی دست یابد. زیرا تنها کسانی که در دنیای واقعی و وجود خود باقی ماندهاند، میتوانند به دستاوردهای معنوی و واقعی برسند.
چون بت است آن بتِ قلاشدلِ رهبانکیش
که به شمشیر جفا جز دل عشاق نَخَست
هوش مصنوعی: آن معشوقی که دل سنگی دارد و به رهبانیت مشغول است، مانند بتهایی است که فقط عشق دلباختگان را با شمشیر ظلم میزنند و از بین میبرند.
اندر آن وقت که جاسوس جمال رخ او
از پس پردهٔ پندار و هوا بیرون جست
هوش مصنوعی: در زمانی که نشانههای زیبایی چهرهاش از پس پردهٔ خیال و آرزوها نمایان شد.
هیچ ابدال ندیدی که درو درنگریست
که در آن ساعت زنّار چهلکرد نبست
هوش مصنوعی: در هیچ زمانی، هیچ شخص برجستهای را ندیدی که به درون خود نگریسته باشد، زیرا در آن لحظه، او از بند بیداری و دغدغهها رهایی یافته و از تعلقات دنیا آزاد شده است.
گاه در خاک خرابات به جان بازنهاد
خاکیی را که ازین خاک شود خاکپرست
هوش مصنوعی: گاهی در خرابههای مستی، به جان خود تکیه میکنم به کسی که از این خاک به خاک میافتد و به خاک پرستی میگراید.
بر در کعبهٔ طامات چه لبیک زنیم
که به بتخانه نیابیم همی جای نشست
هوش مصنوعی: ما در جایی که آتشفتگی و آشفتگیهای زیاد وجود دارد، چگونه میتوانیم لبیک بگوییم و به کعبه نزدیک شویم، در حالی که به یک بتخانه میرسیم و جایی برای نشستن نمییابیم؟