برگردان به زبان ساده
کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
شد حقیقت عشق و از حد مجازی در گذشت
هوش مصنوعی: ای نگار زیبا، کار دل به سادگی حل شد و بازیهای ظاهری به پایان رسید. حالا حقیقت عشق نمایان شده و از محدودیتهای دنیای مجازی فراتر رفته است.
گر به بازیبازی از عشقت همی لافی زدم
کارِ بازیبازی از لاف و بازی در گذشت
هوش مصنوعی: اگر در بازی عشق از تو سخن بگویم، باید به یاد داشته باشی که در بازیهای عشق، لاف و ادعا گذراست و نباید به این گفتهها اهمیت داد.
اندکاندک دل به راه عشقت ای بت گرم شد
چون ز من پیشی گرفت از اسب تازی در گذشت
هوش مصنوعی: کم کم دل من به عشق تو عادت کرد، وقتی که تو از من جلو افتادی و سریعتر از اسب تازی حرکت کردی.
سودکی دارد کنون گر گوید ای غازی بدار
تیر چون از شست شد از دست غازی در گذشت
هوش مصنوعی: در حال حاضر، کسی که با دقت عمل میکند و احتیاط به خرج میدهد، نباید سریعاً عمل کند. اگر تیر را در کمان نگه دارد، ممکن است بهتر باشد تا وقتی مطمئن نشود که اوضاع مناسب است. زمانی که تیر از دستانش خارج شده و به هدف نمیخورد، دیگر فرصتی برای تصحیح و بازگشت ندارد.
چشم خونخوار تو از قتال سجزی دست برد
زلف دلدوز تو از طرار رازی در گذشت
هوش مصنوعی: چشمهای خشمگین تو به جنگ و قتال پایان داد و زلفهای دلربای تو از رازهای پنهان عبور کردند.
گر چه کشمیریست آن سیمین صنم از حسن خویش
از بت چینی و ماچین و طرازی در گذشت
هوش مصنوعی: با وجود اینکه آن معشوق زیبا اهل کشمیر است، اما به خاطر زیباییهای خود از جنبههای دیگر زیبایی مثل هنرها و صنایع چینی و ماچینی فراتر رفته است.
بینیاز ار داشتی خوشدل سنایی را کنون
این نیاز و خوشدلی و بینیازی در گذشت
هوش مصنوعی: اگر در گذشته از خوشدل بودن سنایی بینیاز بودی، اکنون این نیاز، خوشدلی و بینیازی از بین رفته است.