برگردان به زبان ساده
زان چشم پر از خمار سرمست
پر خون دارم دو دیده پیوست
هوش مصنوعی: چشمانم از غم و شوق سرشار است و به همین خاطر، دو چشمانم در هم پیوستهاند و از اشک پر شدهاند.
اندر عجبم که چشم آن ماه
ناخورده شراب چون شود مست
هوش مصنوعی: من در شگفتم که چگونه آن ماه که حتی شرابی نخورده، اینگونه سرمست و شیدا شده است.
یا بر دل خسته چون زند تیر
بی دست و کمان و قبضه و شست
هوش مصنوعی: یا مانند تیرهایی که به قلب خستهام میزنند، بدون اینکه نیازی به دستان یا کمان و قبضه باشد.
بس کس که ز عشق غمزهٔ او
زنار چهار کرد بر بست
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر جذابیت و زیبایی او تحت تأثیر عشق قرار گرفته و به پیروی از او درآمدهاند.
برد او دل عاشقان آفاق
پیچند بر آن دو زلف چون شست
هوش مصنوعی: دل عاشقان را به تسخیر خود درآورده و در پیرامون آن دو زلف مانند باد میچرخد.
چون دانست او که فتنه بر خاست
متواری شد به خانه بنشست
هوش مصنوعی: زمانی که او فهمید که فتنهای در حال شکلگیری است، به سرعت به خانهاش رفت و در آنجا ماند.
یک شهر ازو غریو دارند
زان نیست شگفت جای آن هست
هوش مصنوعی: یک شهر به خاطر او سر و صدا و هیاهو دارد، بنابراین تعجبی نیست که چنین جایی وجود داشته باشد.
دارند به پای دل ازو بند
دارند به فرق سر ازو دست
هوش مصنوعی: آنها به خاطر دلشان از او زنجیر دارند و به خاطر جایگاهشان از او قدرت.
تا عزم جفا درست کرد او
دست همه عاشقانش بشکست
هوش مصنوعی: او هنگامی که تصمیم به بیرحمی گرفت، دل همه عاشقانش را شکست.