برگردان به زبان ساده
ای زبدهٔ راز آسمانی
وی حلهٔ عقل پر معانی
هوش مصنوعی: تو بهترین و برجستهترین موجود در رازهای آسمانی هستی و ذهن تو پر از معانی و دانایی است.
ای در دو جهان ز تو رسیده
آوازهٔ کوس «لَنْ تَرانی»
هوش مصنوعی: ای کسی که در دو جهان صدای طبل «نمیتوانی مرا ببینی» از تو به گوش میرسد.
ای یوسف عصر همچو یوسف
افتاده به دست کاروانی
هوش مصنوعی: ای یوسف عصر، تو مانند یوسف در دستان کاروانی گرفتار آمدهای.
لعل تو به غمزه کفر و دین را
پرداخته مخزن امانی
هوش مصنوعی: زیبایی تو با یک نگاه، مرزهای میان حق و باطل را از هم جدا کرده و به عمق حقیقت دست یافته است.
لعل تو به بوسه عقل و جان را
برساخته عقل جاودانی
هوش مصنوعی: لعل تو به قدری ارزشمند و زیباست که عشق و وجود من را به کمال و جاودانگی رسانده است.
با آفت زلف تو که بیند
یک لحظه زعمر شادمانی
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند شادمانی را در لحظهای کوتاه از آفت زلف تو ببیند.
با آتش عشق تو که یابد
یک قطره ز آب زندگانی
هوش مصنوعی: با شعلههای عشق تو، حتی یک قطره از آب زندگی هم پیدا نمیشود.
موسی چکند که بیجمالت
نکشد غم غربت شبانی
هوش مصنوعی: موسی چه بخواهد که در غیاب زیبایی تو، غم غربت و تنهایی شبانی را تحمل کند.
فرعون که بود که با کمالت
کوبد در ملک جاودانی
هوش مصنوعی: فرعون کیست که با قدرتش به مقام بالا و ابدی دست یابد؟
«آن» گویم «آن» چو صوفیانت
نی نی که تو پادشاه آنی
هوش مصنوعی: من میگویم آن را، آن را که صوفیان میگویند، نه این که تو پادشاه آن هستی.
جان خوانم جان چو عاشقانت
نی نی که تو کدخدای جانی
هوش مصنوعی: من جانم را برای تو میخوانم، ای کسی که جانم را دوست داری، نه، تو کسی هستی که بر جانها تسلط داری.
از جملهٔ عاشقان تو نیست
یکتن چو سنایی و تو دانی
هوش مصنوعی: در میان محبان تو، هیچکس به عظمت سنایی نیست و خود تو هم این را میدانی.
زیبد که سبک نداری او را
گر گه گهکی کند گرانی
هوش مصنوعی: بهتر است که او را سبک نگیری، حتی اگر گهگاهی کارش سنگین یا دشوار شود.