برگردان به زبان ساده
ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
از محنت تو نیست مرا روی رهایی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر جدایی از تو آتش گرفته، و از درد و رنجی که دارم، هیچ امیدی به رهایی ندارم.
معذوری اگر یاد همی نایدت از ما
زیرا که نداری خبر از درد جدایی
هوش مصنوعی: اگر از ما یاد نمیکنی، این به خاطر معذوریت توست، چون از درد جدایی و احساسات ما بیخبر هستی.
در فرقت تو عمر عزیزم به سر آمد
بر آرزوی آنکه تو روزی به من آیی
هوش مصنوعی: در جدایی تو عمر گرانبهایم به پایان رسید و تنها آرزویم این است که روزی به سراغ من بیایی.
من بیتو همی هیچ ندانم که کجایم
ای از بر من دور ندانم که کجایی
هوش مصنوعی: من بدون تو نمیدانم کجا هستم و از دوریات نمیدانم تو کجایی.
گیرم نشوی ساخته بر من ز تکبر
تا که من دلسوخته را رنج نمایی
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر تکبر و خودبزرگبینیات با من ارتباط نداشته باشی، اما در عوض، من را دلمشغول و رنجورشده ببینی.
ایزد چو بدادست به خوبی همه دادت
نیکو نبود گر تو به بیداد گرایی
هوش مصنوعی: اگر خداوند به تو نعمت و خوبی عطا کرده باشد، اما تو با بددلی و نابرابری رفتار کنی، آنچه به تو داده شده، دیگر نیکو نخواهد بود.
بیداد مکن کز تو پسندیده نباشد
زیرا که تو بس خوبی چون شعر سنایی
هوش مصنوعی: ظلم و ستم نکن، زیرا که این رفتار از سوی تو پسندیده نیست. تو آنقدر خوب هستی که در مقایسه با شعر سنایی میتوانی به آن زیبایی داشته باشی.