برگردان به زبان ساده
ای گشته ز تابش صفای تو
آیینهٔ روی ما قفای تو
هوش مصنوعی: ای تابش نور تو، چهرهی مان را روشن کرده و مانند آینهای که از درخشندگی تو پر شده، ما نیز تحت تأثیر زیبایی تو قرار گرفتهایم.
بادست به دست آب و آتش را
با صفوت و نور خاک پای تو
هوش مصنوعی: با دستانت میتوانی با آب و آتش بازی کنی و با زیبایی و روشنایی که در وجودت هست، خاک را زیر پای خود قرار دهی.
با تو چه کند رقیب تاریکت
بس نیست رقیب تو ضیای تو
هوش مصنوعی: رقیب تو چه کار میتواند بکند وقتی نور تو اینقدر درخشان است و تاریکی او کافی نیست که بتواند با تو رقابت کند؟
خود قاف ز هم همی فرو ریزد
از سایهٔ کاف کبریای تو
هوش مصنوعی: خود قاف از سایهٔ بزرگ تو به شدت در هم میریزد و فرو میافتد.
در کوی تو من کدام سگ باشم
تا لاف زنم ز روی و رای تو
هوش مصنوعی: در خیابان تو، من چه ارزشی دارم که بخواهم از زیبایی و حکمت تو سخن بگویم؟
هر چند که خوش نیایدت هل تا
لافی بزند ز تو گدای تو
هوش مصنوعی: اگرچه شاید خوشایندت نباشد، ولی کسی که تو را تحقیر کرده و به تو بیاعتناست، مانند شیخی است که فقط در دنیای خود بزرگمنشی میکند.
این هژده هزار عالم و آدم
نابوده بهای یک بهای تو
هوش مصنوعی: در این دنیا، تمام مخلوقات و موجودات، به اندازهای که تو ارزش داری، اهمیت و ارزشی ندارند.
قیمت گر تو حسود بود ای جان
زان هژده قلب شد بهای تو
هوش مصنوعی: اگر حسود باشی و قیمت خود را پایین ببینی، بدان که بهای تو با داشتن هژده قلب، افزایش یافته است.
ای راحت تو همه فنای ما
وی شادی ما همه بقای تو
هوش مصنوعی: ای آرامش و راحتی ما، تمام وجود ما به فنا رفته است. خوشی و شادی ما تنها در ادامه و بقای توست.
هم دوست همی کشی و هم دشمن
چه خشک و چه تر در آسیای تو
هوش مصنوعی: در دل تو، هم دوستان را میکشی و هم دشمنان را، چه در حال خشکی باشند و چه در حال رطوبت.
این دست که مر تراست در شوخی
اندر دو جهان کهراست پای تو؟
هوش مصنوعی: این دست که متعلق به توست در بازی و شوخی، در دو جهان چه کسی است که به پای تو افتاده است؟
دیریست که هر زمان همیکوبند
این دبدبه بر در سرای تو
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که هر لحظه این اختلاط و هیاهو به در خانهات میکوبند.
من بندهٔ زندگانی خویشم
لیکن نه برای خود برای تو
هوش مصنوعی: من به زندگیام وابستهام، اما نه به خاطر خودم، بلکه به خاطر تو.
هر چند نیافت اندرین مدت
یک شعله سنایی از سنای تو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در این مدت هیچ شعلهای از سنای تو پیدا نشد، اما باز هم سنایی از سنایی دیگر را نیافتم.
با اینهمه هست بر زبان نونو
شهری و سنایی و ثنای تو
هوش مصنوعی: با وجود همه اینها، نام و ثنای تو همچنان بر زبان مردم شهر و شاعران در حال جاری است.