برگردان به زبان ساده
ساقیا! مستان خوابآلوده را بیدار کن
از فروغ باده، رنگِ رویشان گلنار کن
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیدارکن مستانی را که خوابیدهاند و با درخشش شراب، چهرهشان را همانند گل سرخ زیبا کن.
لاابالی پیشهگیر و عاشقی بر طاق نِه
عشق را در کار گیر و عقل را بیکار کن
هوش مصنوعی: بیخیال و بیدغدغه زندگی کن و عشق را در اولویت قرار ده. به عقل و استدلال زیاد فکر نکن و بگذار احساسات بر تو غلبه کنند.
گر ز چرخ چنبری از غم همی خواهی نجات
دور باده پیش گیر و قصد زلف یار کن
هوش مصنوعی: اگر از غم و اندوه زندگی خستهای و میخواهی نجات یابی، بهتر است که به مینوشی و به زیبایی محبوبت فکر کنی.
پنج حس و چار طبع از پنج باده برفروز
وز دو گیتی دل به یک بار از خوشی بیزار کن
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به این دارد که با استفاده از پنج حس و چهار طبع (یا عناصر طبیعی) میتوان حال و هوای خاصی را به وجود آورد. با این حال، شاعر میخواهد بگوید که بهترین حالت این است که از دو دنیا یا دوگانگیها دل بکنیم و به یکباره از خوشیهایی که داریم، دل زده شویم. به عبارتی، این اشعار دعوت به رهایی از وابستگیها و خوشیهای موقتی دارد.
دانشت بسیار باشد چون که اندک می خوری
دانشی کو غم فزاید؟ از میاش بردار کن
هوش مصنوعی: دانش تو وقتی بسیار است که کم بخوری، اما اگر نوشیدنت باعث افزایش غم و اندوه شود، باید از آن پرهیز کنی.
ور ز راه پنج حس خواهی که یار آید تو را
پنج باده نوش کن، هر پنج در مسمار کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی یار تو را ملاقات کند، با استفاده از پنج حس خود، باید پنج نوع باده بنوشی و هر پنج حواست را در کار لذت ببری.
دوستار عشق گشتی، دشمن جانان مشو
چاکریِ می چون گرفتی، بندگی خمار کن
هوش مصنوعی: اگر به عشق علاقهمند شدی، دشمن محبوب خود نشو. اگر بندگی و خدمت به معشوق را پذیرفتی، خود را از خستگی و بیحالی دور کن و شاداب و سرزنده باش.
ور به عمر اندر به نادانی نشسته بودهای
از زبان عاجزی یکدَم یک استغفار کن
هوش مصنوعی: اگر در طول عمرت در جهل و نادانی گذراندهای، با زبان ناتوانی یک لحظه از خداوند طلب آمرزش کن.